تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
آن حكيم بىنظير و آن محقق بىعديلند . شبهات و اشتباهات امام مشككين امام فخر رازى و غير او ، در اين قانون الهى مبنى بر عدم تفطن بر معنى واحد من جميع الجهات و بسيط من جميع الحيثيّات و الاعتبارات است ، و مبتنى بر عدم تحقيق معنى علت بالذات و معلول بالذات است . با اينكه رئيس محققين در كتاب اشارات و محقق طوسى در شرح اشارات ، ادعاى بداهت اين دعوى را نموده‌اند ، مقتضاى تدبّر و انصاف آنست كه بعد از تحقيق معنى بسيط من جميع الجهات و معنى علت بالذات ، و معلول بالذات و تصور آنها كما ينبغى و على ما ينبغى ، اصل حكم از بيّنات و بديهيّات است چنان كه آن دو حكيم الهى فرموده‌اند :
اذا قالت حذام - فصدّقوها * فان القول ما قالت حذام
عجب است از جماعتى از فضلا كه اين معنى را منافى قدرت تامّه واجب الوجود بالذات ميدانند و نميدانند كه اين خود فى نفسه ممتنع بالذات و موجب تركيب در ذات علت اولى است و ممتنع بالذات متعلق قدرت و ايجاد نميتواند شد ، و الا اجتماع نقيضين حاصل آيد و خلاف فرض ثابت مىشود چنان كه در تحقيق احوال مواد ثلاث محقق گرديد ، و در صورت دوم ، و آن از اين قرار است كه ، غير حقيقت وجوب وجود را مدخليّت در خصوصيت و شخصيت و هذيّت مصداق و هويّت واجب الوجود متحقق باشد لازم مىآيد كه واجب الوجود بالذات در تعيّن و تشخّص خود و در هذيّت و شخصيت خويش به غير محتاج باشد ، و احتياج در تعيّن و تشخص ملازم احتياج در وجود بلكه عين احتياج در وجود است ، و احتياج در وجود منافى وجوب وجود و مصادم تأكّد حصول است تقرير اين برهان به اين نحو از تقرير و بيان و ابطال جميع شقوق محتمله از شبههء مذكوره سالم است ، تدبّر كن . بلى بنا بر اعتباريّت وجود و اصالت ماهيت ورود شبهه ظاهر و بعضى از اجوبه سابقه مندفع است تدبّر كن . برهان هفتم كه از ملهمات اين فقير است بيانش آنست كه هرگاه واجب الوجود بالذات متعدد باشد لازم مىآيد كه تشخّص و تعيّن واجب الوجود بالذات عين ذات واجب الوجود بالذات نباشند ، بطلان لازم در مسألهء اثبات عينيّت تشخّص و تعيّن در