واجب الوجود بالذات محقق گرديد . بيان ملازمه آنست كه مكرر محقق و مبرهن گرديد كه حقيقت وجوب وجود حقيقت حقهئى از حقايق عينيه وجود است و بر تقدير تعدد واجب الوجود بالذات تعيّن هريك از آن حقايق واجبيّه هرگاه عين اين حقيقت عينيه است ارتفاع اثنينيّت حاصل آيد و خلاف فرض ثابت مىشود ، و با وجود اين ، مدعى حصول مىپيوندد ، و هرگاه تعيّن هريك از آن حقايق واجبيه زايد بر حقيقت وجوب وجود باشد ملازمه ثابت مىشود . تدبّر كن در لمعات سابقه و تحقيقات سالفه تا ملازمه بمرتبهء ظهور آيد و غايت انكشاف بهمرساند و برهان مجال تأمل و مقام توقف نباشد الحمد للّه و المنّه .
[ تقرير برهان شيخ در الهيّات شفا ]
برهان هشتم برهانى است كه رئيس محققين در الهيات شفا و صدر محققين در مبدأ و معاد و الهيات اسفار اربعه اقامه نمودهاند ، تقرير آن بعد از تذكر لمعات سابقه و تحقيقات سالفه آنست كه هرگاه واجب الوجود بالذات متعدد باشد ، يا در تمام حقيقت متحد ميباشند و يا مختلف الحقيقه ميباشند ، در صورت اول بالضروره اختلاف و تمايز باعتبار عوارض لا حقه مىباشد ، و الا خلاف فرض ثابت مىشود ، و آن عوارض بايد موجود باشند ، زيرا كه اعدام بماهى اعدام و معدومات از آن جهت كه معدوماتند متمايز نميباشند « و لا تمايز بين الاعدام بما هى اعدام ، و الاعدام تعرف بملكاتها » از امثال مشهوره و قضاياى متعارفه است . بلكه يهلو بر قضاياى اوليه مىزند چگونه موجب تكثّر حقيقت واحده و منشأ تمايز حقايق خارجيّه مىتوانند شد ، و آن عوارض موجوده لا محالة ممكن الوجود ميباشند ، زيرا كه در ميانهء عارض و معروض علاقهء عليّت و معلوليّت ثابت است ، و در ميانه حقايق واجبيه علاقهء عليّت متحقق بلكه متصور نميتواند شد چنان كه سابقا محقق گرديد ، و هرممكن الوجود به علت محتاج است ، زيرا كه امكان علت احتياج است و آن علت يا حقيقت واجب الوجود است كه بحسب فرض تمام حقيقت حقايق واجبيّه است و يا غير آن حقيقت است ، در صورت اول امتياز متحقق نميگردد ، زيرا كه لوازم حقيقت واحده اختلاف نمىپذيرند ، و مناط امتياز و تكثّر نميباشند ، پس ارتفاع اثنينيّت حاصل آيد تمايز متحقق نميشود ، علاوه بر اين