تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
وجود نسبت بهردو عرضى باشد ، و از حاق ذات هريك منتزع شود . در اين صورت ترجح بلا مرجح لازم نمىآيد ، زيرا كه ممكن است كه استناد معلول بيكى از آنها باعتبار خصوصيت و امتياز ذات آن باشد ، و ليكن بعد از تحقيق معنى عينيت وجوب وجود در واجب الوجود بالذات ، و اينكه حقيقت او حقيقت وجود صرف است ، سؤال مندفع و برهان تام است ، و بناى برهان بر اينست چنان كه آن محقق الهى به اين معنى تصريح نموده است و باستيفاى تمام محقق ساخته است . برهان ششم برهانى است كه رئيس محققّين در الهيّات شفا و اشارات اشاره نموده‌اند و ليكن تتميم اين برهان موقوف است ببيان مقدماتى كه اكثر آنها در اين رساله گذشته است و از براى توضيح و تنقيح اعاده مينمايم . مقدمهء اولى آنست كه شيئى از اشياء تا متعين و متشخص نشود موجود نمىتواند شد زيرا كه تشخّص عين وجود است چنان كه مقتضاى تحقيق و مذهب محققّين است ، و اين معنى در لمعات اصالت وجود محقّق و مبرهن گرديد ، و حال آنكه مطلق مساوقت و ملازمت در ميانهء تشخّص و وجود كه متفّق عليه آراى كل است در اين مدعى كافى است ، و وجه اتفاق آنست كه از جملهء بديهيّات و بيّنات است كه مبهم از آن جهت كه مبهم است موجود نمىتواند شد . پس واجب الوجود بايد متشخّص و متعيّن باشد ، بلكه بايد متشخّص بالذات و متعيّن بالذات باشد . مقدمهء دوم آنست كه در لمعات اين مسأله محقق گرديد كه بايد علت بالذات حيثيت ذاتش عين حيثيّت عليّت و اقتضا باشد . مقدمهء سوم آنست كه مقتضاى بالذات از مقتضى بالذات ، تخلّف نمىتواند نمود و اين معنى در لمعات علّت و معلول مبرهن گرديد . مقدمهء چهارم آنست كه وجوب وجود عين حقيقت وجوديّهء متأكده ، و نفس هويت عينيّهء صرفهء بسيطهء از حقايق خارجيهء وجود است ، و اين معنى مرة بعد اخرى و كرة بعد اولى در اين رساله محقق و مبرهن گرديد . بعد از تمهيد اين مقدمات و تذكّر بعضى از تحقيقات در لمعاتى كه در ذيل برهان سوم سمت ذكر يافت ، ميگويم كه هذيّت و شخصيت مصداق و هويت واجب الوجود بالذات يا به جهت اين است كه واجب الوجود است . و بعبارت ديگر حقيقت و حيثيّت وجوب وجود از آن جهت كه