امكان اقتضا نمىكند خصوصيت علتى از علل خاصه را ، بلكه مقتضى علتى از علل فياضه است ، چنان كه مقتضاى برهان همين دعوى است ، ، و در لمعات اين مقصد اعلى محقق و مبرهن گرديد كه واجب الوجود بالذات ، واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيات است ، و در افاضهء فيوضات ، و افادهء خيرات ، تام و نسبت قيوميت مطلقه و فياضيت عامهء او بهمهء اشياء مساوى است .
بعد از تمهيد اين دو مقدمه مىگويم : هرگاه واجب الوجود بالذات متعدد باشد و از براى او مصداقات كثيره متحقق شود لازم مىآيد توارد علل مستقله بر معلول واحد شخصى ، استحالهء لازم در لمعه پنجم مبرهن و محقق گرديد ، پس ملزوم نيز محال خواهد بود . بيان ملازمه آنست كه : نسبت معلول بهردو واجب الوجود در حد استوا ، و مرتبهء سوائيت است ، چنان كه مقتضاى مقدمهء اولى است ، و نسبت هريك از آن حقايق واجبيه به آن معلول نيز على السواست ، و الا لازم مىآيد كه واجب الوجود بالذات ، واجب الوجود من جميع الجهات نباشد ، و محاليت آن امر ، در لمعهء دوم مبرهن گرديد ، و اين برهان به اين تقرير و تحرير از الهامات الهيه و از خواص اين رساله است ، و بسيار دقيق المسلك است ، و دامن جلالش از لوث شبههء معروفهء بشبههء ابن كمونه بالكليه منزه است و از جوابهاى مذكور بغايت مستغنى و بىنياز است . متدبر باش ، و اللّه الهادى و هو الولى المرشد .
برهان پنجم برهانى است كه صدر الهيين و قدوهء محققين در كتاب مبدأ و معاد ايراد نمودهاند تقريرش آنست كه : هرگاه واجب الوجود بالذات متعدد باشد لازم مىآيد كه جايز باشد اينكه اثر يكى از آن دو واجب الوجود بعينه اثر ديگرى باشد ، زيرا كه آن دو واجب الوجود بالذات در وجوب وجود اتفاق دارند و عين ذات هريك از آن دو واجب الوجود است ، پس هرگاه معلول مستند باشد بيكى از آن دو واجب الوجود بالذات ، ترجح بلا مرجح لازم مىآيد ، و هرگاه بهردو مستند باشد ، لازم مىآيد توارد دو علت مستقله بر معلول واحد شخصى ، و هردو لازم ، محالند ، پس ملزوم كه عبارت از تعدد واجب الوجود بالذات است نيز محال خواهد بود . مخفى نماناد كه شبههء ابن كمونه بر ظاهر اين برهان نيز وارد است زيرا كه بابن كمونه مىرسد كه بگويد : چه مىشود كه آن دو واجب الوجود هريك به تمام حقيقت خود از ديگرى ممتاز باشد ، و معنى وجوب
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: ملا عبد الله مدرس زنوزى
ص١٦٣