تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
برهان مذكور تام و شبهه زايل و ظلمت مرتفع و شمس حقيقت وحدانيت و فردانيت از افق وجوب وجود ازلى طالغ مىگردد - اطفء السراج فقد طلع الصباح - .

لمعة " اشراقية

در مباحث سابقه مبرهن گرديد كه حقيقت واجب الوجود « جل اسمه » وجود صرف و صرف وجود است ، و تحصل محض و محض تحصل است و فعليت بحت و بحت فعليت است ، صرف شىء از آن جهت كه صرف شىء است ، و وجود محض از آن جهت كه وجود محض است ، متعدد نمىتواند شد . اينست معنى كلام شيخ اشراقيين شهاب الدين السهروردى « قدس سره » در كتاب تلويحات « صرف الوجود الذى لا اتم منه ، كلما فرضته ثانيا فاذا نظرت اليه فهو هو اذ لا ميز فى صرف الشىء » يعنى صرف وجود كه اتم از آن ، متحقق نباشد ، هرچيزىكه فرض مىكنى آن را ، ثانى ، يعنى دوم ، از براى آن ، پس در وقتى كه نظر مىكنى بسوى آن چيز ، پس آن چيز آن وجود صرف است ، يعنى آنچه كه ثانى فرض كرده‌ئى ، مىبينى كه عين اول است ، زيرا كه تميز و افتراق نيست در صرف شىء ، و اين معنى با اينكه در نزد عقول سليمه و اذهان مستقيمه غايت انكشاف دارد ، در كلمات سابقه نيز محقق و مبرهن گرديد . ملخص اين جواب آن است كه امتياز به تمام حقيقت ، و افتراق به تمام ذات ، مستلزم محدوديت است ، و محدوديت منافى صرفيت ، و مصادم وجوب وجود است . پس وجوب وجود بالذات برهان است بر وحدت ذات واجب الوجود بالذات ، جل اسمه ،
« شَهِدَ اللَّهُ
« 1 »
أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
بعد از تدبر تام در لمعات سابقه و تأمل بالغ در مباحث سالفه جوابهاى ديگر نيز از اين شبهه مىتوان گفت ولى چون ايجاز مطلوب است و همين‌قدر از براى ارباب بصيرت كافى است به اين سه جواب اقتصار نمودم
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ
« 2 »
لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ » .
برهان چهارم بر اين مدعا آنست كه در لمعات اثبات واجب الوجود بالذات محقق گرديد كه علت احتياج ممكن بالذات به علت فياضه امكان است ، و ظاهر است كه مجرد
هامش
( 1 ) - س 3 ، ى 16 . ( 2 ) - س 24 ، ى 40 .