گرديد ، ولى چون اين مطلب عمده مطلبى است از مطالب الهيه و زبده مقصدى است از مقاصد ربوبيه ، و تتميم اكثر براهين توحيد بر اين مقصد مبتنى است و رد شبههء معروفهء بشبههء ابن كمونه از اكثر براهين توحيد بر اين مطلب خطير مبنى است ، و در اكثر مطالب ربوبيه بغايت دخيل است لهذا بسط كلام در تحقيق آن ، از جملهء مهمات و تفصيل مقام در تتميم آن از جملهء لوازم و ضروريات است . براهين ديگر و دلايل آخر غير آنچه كه در اين رساله مذكور گرديد بر اين مدعى قايم است و شواهد قرآنيه و آثار نبويه كه از مشكات ولايت و معدن عصمت « عليهم السّلام و التحية » وارد است بر اين دعوى بينهء واضحه و گواه صادقند متتبع و متدبر باش و
( قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ )
« 1 » و اين معنى مصرح به است در كلمات اساطين حكما مثل فيلسوف اعظم معلم اول ارسطاطاليس و حكيم الهى معلم ثانى ابو نصر فارابى و رئيس محققين و قدوهء مدققين الشيخ ابى على بن سينا در كتاب مباحثات و سلطان محققين محمد بن محمد الطوسى « قدس سره القدوسى » و صدر الهيين و افضل متأخرين و قدوهء محققين محمد بن ابراهيم المعروف بالصدر الشيرازى ، و غير ايشان پس محقق گرديد كه در ميانهء انحاء حقايق وجوديه و هويات عينيه با مباينت عينيه مناسبت عينيه نيز ثابت است بلكه با كمال مناسبت چنان كه محقق گرديد كمال مباينت محقق است بحيثيتى كه بعضى غنى محض بلكه غناى محض و بعضى فقير محض بلكه فقر محض بلكه بعضى در قوت وجود و شدت و عدت كمالات وجود غير متناهى بلكه فوق غير متناهى است و بعضى در ضعف و قصور و در ناتمامى و نقصان تام بلكه فوق التمام است و حيثيت ذاتش عين حيثيت قوه و ابهام است و باقى مراتب برزخند در ميانهء آن دو طرف كه در منزله دو نقطهء متقابلند ، بعضى آن مراتب را قرب حقيقى و اتصال معنوى به طرف اعلى ثابت است ، لهذا انوار صرفه و اضواء حقيقيهاند ، و در ملاحظهء جمال ازلى واله و حيرانند و واسطهء فيوضات و خيرات غير متناهيهاند ، و بعضى را قرب حسى و اتصال تدريجى به طرف ادنى ، كه در حقيقت اسفل سافلين و مسكن اصحاب سجين است محقق است ، لهذا مخلوط بظلمات حسيه و مغشوش بنقايص جسمانيهاند ، و بعضى بين بينند و برزخيت و مثاليت دارند ، و تفاوت در ميانهء درجات هريك از اين مراتب « لا تعد و لا تحصى » است بل لا يعلمه الا اللّه المبدع اياها و المخترع لها
« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ
هامش
( 1 ) - س 17 ، ى 86 .