تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
بيان ملازمه آنست كه نسبت وجود هريك به ديگرى بوجوب نمىتواند شد چنان كه مذكور گرديد و تحقق نسبت امكانى يا امتناعى منافى مقتضاى لمعهء مذكور است بلكه مفاد لمعهء مذكوره آنست كه ثبوت جهت امكانى يا امتناعى در ذات واجب الوجود بالذات محال است . تقرير سوم آنست كه هرگاه از براى معنى واجب الوجود دو مصداق و يا مصداقات متحقق باشد لازم مىآيد كه فوق التمام بلكه تام نباشد . بعبارت ديگر لازم مىآيد كه در قوت وجود و در شدت و عدت كمالات و خيرات وجود غير متناهى و فوق الكمالات نباشد ، و بعبارت ديگر لازم مىآيد كه - نور الانوار و سر الاسرار - و در منظر اعلى نباشد .
من هرچه خوانده‌ام همه از ياد من برفت * الا حديث دوست كه تكرار مىكنم
منظور از تعداد اين معانى متقاربه عبارت‌پردازى نيست بلكه مقصود تفهيم و تنوير و تتميم و تحقيق است زيرا كه مؤانست الفاظ و عبارات را مدخليت كلى در فهم معانى و تصديق مقاصد است ، چنان كه رئيس محققين در الهيات شفا به اين معنى تصريح نموده است ، و خود نيز مكررا بتجربه رسانيده‌ام . بيان ملازمه آنست كه علاقهء ذاتيه در ميانهء حقايق الهيه و هويات واجبه محقق نمىتواند شد ، پس هريك داراى مرتبه‌ئى از كمالات وجود و درجه‌ئى از فضائل ثبوت خواهد بود كه ديگرى نادار آن مرتبه از كمال و فاقد آن درجه از فضيلت باشد ، پس هريك فاقد مرتبهء فوق الكمالات كه فوق همهء كمالات و اعلاى جميع فضائل و خيرات است خواهد بود ، و در تنبيه عرشى محقق گرديد كه واجب الوجود بالذات فوق التمام و فوق الكمالات است و نور الانوار و سر الاسرار و در منظر اعلاست . تقرير اين دو برهان به اين نحو از وجوه تقريرات و تحريرات و به اين قسم از تتميم مواهب خداوند يگانه است و شبههء مشهوره بشبههء ابن كمونه و معروفه بافتخار الشياطين بر اين دو برهان بوجوه تقريرات اصلا ورود ندارد و دامن جلال آنها از لوث آن شبهه بغايت معرا برهان بوجوه تقريرات اصلا ورود ندارد و دامن جلال آنها از لوث آن شبهه بغايت معرا و مبرا است الحمد للّه ملهم انوار العلوم و المعارف . برهان سوم برهانى است كه در كتب الهى و كلام مذكور و در نزد حكما و متكلمين