بلكه از هردو خصوصيت صادر مىشود و بهردو خصوصيت مستند مىشود ، و اين معنى منافى استقلال و منافى تماميت است . براهين ديگر نيز بر اين دعوى قائم و در كتب الهى و كلام مذكور است .
تنبيه " و تحقيق "
از اين براهين قاطعه و دلايل ساطعه محقق گرديد كه توارد علل مستقله مطلقا بر معلول واحد شخصى ممتنع التحقق و مستحيل الوقوع است ، و جماعتى از متكلمين توارد را بعنوان تعاقب تجويز كرده و دو صورت ديگر را محال دانستهاند ، و محقق شريف تبادل را جايز ، و اجتماع و تعاقب را محال دانسته است ، و هردو راى سخيف و خالى از تحقيق است ، و مبنى بر عدم تفطن مقدمهء ممهده است ، و چون جواب كلمات واهيه و استدلالات سخيفهء ايشان از مقدمهء مذكوره ظاهر مىگردد ، احتياج بتضييع كاغذ و مداد و ضرورت بسوزانيدن پيه و چراغ نيست .
[ توارد علل مستقله بر معلول واحد نوعى جايز است و بر واحد شخصى محال است ]
بايد دانست كه توارد علل مستقله بر معلول واحد ممتنع نيست و براهين مذكوره و غير آنها در او جارى نيست زيرا كه وحدت نوعى وحدت ابهامى است به اين معنى كه نوع را تحصل جداگانه سواى تحصلات افراد و تحقق عليحده وراى وجودات اشخاص متحقق نيست ، چنان كه از جملهء مقررات و مسلمات حكما و جمهور متكلمين است و مقتضاى براهين عقليه و دلايل قطعيه است لهذا متحصل بتحصلات افراد و متحقق بتحققات اشخاص است ، پس علت نوع فى الحقيقه علت افراد و اشخاص آن نوع است ، و در صورت توارد علل مستقله بر معلول واحد نوعى ، عللى و معلولاتى متحقق مىگردد ، از اينجا است كه مىگويند اتحاد لوازم مستلزم اتحاد ملزومات نيست ، و لوازم را معلولات مىدانند . نمىبينى كه برودت لازم آب و زمين است و حرارت لازم هوا و آتش است ، و سخونت لازم حرارت و آفتاب است . بلى هرگاه نوع منحصر در فرد باشد و از براى او فرد ديگر ممتنع الوقوع باشد چه آنكه در ابداعيات محقق و مبين است در اين صورت توارد علل مستقله بر معلول واحد نوعى نيز جايز نيست ، زيرا كه در اين صورت فى