تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
الوجود بالذات صاحب ماهيت باشد زيرا كه نقصان در حقيقتى از حقايق وجوديه و محدوديت در هويتى از هويات عينيه كه لازم تعدد واجب الوجود بالذات است چنان كه در تقرير سابق مبين گرديد ، مستلزم ثبوت ماهيت است در آن حقايق وجوديه و هويات عينيه ، و اين معنى و بطلان لازم نيز در همان دو مسأله محقق و مبرهن گرديد ، پس ملزوم كه عبارت از تعدد واجب الوجود بالذات است نيز محال خواهد بود . برهان دوم ، برهانى است كه صدر محققين الهيين و قدوهء محققين در امور عامه اسفار اربعه ذكر فرموده و ببرهان عرشى ناميده‌اند و آن برهان را به چندين وجه تقرير مىتوان نمود . تقرير اول آن است كه هرگاه واجب الوجود بالذات متعدد الحقايق و متكثر المصداقات باشد ، تركيب در حقيقت واجب الوجود بالذات متحقق مىگردد ، و استحالهء لازم مستلزم استحالهء ملزوم است . بيان ملازمه آنست كه نسبت وجود هريك به ديگرى يا بوجوب است و يا بامتناع است و يا بامكان ، زيرا كه در لمعات اثبات واجب الوجود بالذات محقق گرديد كه در ميانهء معانى ثلاثه كه بمواد قضايا موسومند انفصال حقيقى محقق است ، در صورت اول لازم مىآيد كه وجود هريك عين وجود ديگرى و يا معلول و مجعول وجود ديگرى باشد ، زيرا كه نسبت وجوبى از عينيت و معلوليت منفك نمىتواند شد ، و الا از قبيل سن بركش من بركشى خواهد بود و اين معنى غايت بينونت و نهايت عزلت است اول مستلزم ارتفاع اثنينيت و خلاف فرض است و با وجود اين مثبت مدعاست ، و دوم مستلزم علاقهء ذاتيه و ملازمهء عقليه است و آن منافى وجوب ذاتى است چنان كه گذشت ، و در صورت دوم و سوم لازم مىآيد كه در ذات هريك جهت وجوب و جهت امتناع و يا جهت وجوب و جهت امكان متحقق باشد ، و اين معنى مستلزم تركيب است چنان كه در لمعات سابقه محقق گرديد ، و تركيب منافى وجوب ذاتى است چنان كه در مسألهء اثبات بساطت حقه مبرهن گرديد . تقرير دوم آنست كه : هرگاه واجب الوجود بالذات متعدد باشد لازم مىآيد كه واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيات نباشد ، ليكن لازم محال است زيرا كه در لمعهء دوم مبرهن گرديد كه واجب الوجود بالذات و للذات واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيات و الاعتباراتست ، پس ملزوم نيز محال خواهد بود .
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 146 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني