تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
فى وجوب الوجود بديهى است و محتاج به نظر و فكر و اقامه دليل و برهان نيست زيرا كه برهان تام بر توحيد « 1 » به اين معنى قائم نيست ، و شبههء ابن كمونه وارد است و رفعش ممكن نيست ، خواستم كه اين لمعهء اشراقيه را كه فى الحقيقه در ازالهء آن شبههء وهميه در منزلهء انوار حقيقيه است . در ازالهء ظلمات حسيه محقق و مبرهن گردانم و در مرتبهء مشاهده و عيان آورم تا كالشمس فى رابعة النهار روشن گردد و احدى را مقام انكار و مجال افتخار نماند و كسى از راه اضطرار و الجاء ادعاى بداهت اين مقصد اعلى را كه معركه آراست و مقصود اصلى و غايت كلى از ارسال رسل و انزال كتب و نصب اوليا و تعيين خلفا اثبات آن و اذعان آن بحقيقت آنست ننمايد و از براى خصم الزام حاصل آيد و دربارهء او كريمهء
« فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ »
« 2 » صادق گردد و از براى اين فقير كثير التقصير در روز واپسين نامه عمل و كتاب مبين باشد ، و حال آنكه براهين قاطعه ديگر و دلائل ساطعهء آخر بر اين مقصد اعلى و مطلب اسنى اقامه خواهد شد كه دامن آنها از لوث آن شبهه بالكليه معرّا و مبراست منتظر باش « الحمد للّه ملهم انوار الحكم و المعارف » .

لمعة " الهية " [ بيان آنكه علاقهء ذاتيه و ملازمت عقليه ، بين دو واجب امكان ندارد و علقهء ذاتى هميشه بين علل‌و معاليل و بين معاليل علت واحد تحقق دارد بالضرورة ]

بدانكه علاقهء ذاتيه و ملازمه عقليه در ميان دو شىء متحقق نمىتواند شد مگر در صورتى كه يكى از آنها مقتضى تام و ديگرى مقتضاى تام باشد و يا هردو مقتضاى مقتضى واحد باشند . بيان اين دعوى و تبيان اين مدعى آنست كه مراد از علاقهء ذاتيه و ملازمه عقليه ، آنست كه عقل بعد از ملاحظهء آن دو شىء ، حكم كند بامتناع انفكاك و افتراق هريك از آن دو شىء از ديگرى در واقع و نفس الأمر ، و اين معنى در صورتى متصور ميتواند
هامش
( 1 ) - جمع ديگر نيز در اين باب گرفتارند ، و مرحوم علامه مجلسى ، مجلسى دوم ، نيز گفته است برهان بر اصل وجود واجب قائم و دلائل در اثبات اصل مبدأ موجود است ولى در وحدت واجب الوجود بآيات و روايات بايد تمسك نمود و اين خود از اغلاط است و اهل تحقيق قائل را بباد تمسخر گيرند . ( 2 ) - س 2 ، ى 260 .
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 139 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني