تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
و حركت ، و قدر مشترك ذاتى مناسب در ميانهء آنها مفقود است . جواب اين نقض آنست كه : اين معنى عدم وجدان است و از جملهء مسلمات است كه عدم وجدان دلالت بر عدم وجود نمىكند ، عجب است كه در مقام نقض كه مقام دعوى و استدلال است تمسك بعدم وجدان نموده است ، و آن ، فى الحقيقه بمنع برمىگردد ، و اين معنى خلاف قانون مناظره است ، و حال آنكه حرارت در ميانهء مذكورات اصلا اشتراك ندارد كجا مانده از اشتراك عرضى ، زيرا كه از مسلمات قوم است كه كيفيات فعليه و انفعاليه كه عبارت از حرارت و برودت و رطوبت و يبوستند ، در فلكيات متحقق نمىتواند شد ، بلى آفتاب باعتبار ضوء بلكه باعتبار انعكاس ضوء موجب حدوث سخونت و حرارت مىشود در اجسامى كه در مقابل آن واقع مىشوند ، و هم‌چنين حركت حار نيست بلكه موجب سخونت و حرارت است در اجزاى متحرك بسبب اصطكاك و بهم خوردن اجزا بهمديگر ، و هرگاه مراد آن فاضل مدقق از حرارت احداث سخونت باشد و منظور اين باشد كه امور مذكوره در اين معنى مشتركند باشتراك عرضى و جهت اشتراك ذاتى ندارند ، مىگويم : اولا كه اين معنى غايت تكلف است و در منزله لغز و معماست . و ثانيا اينكه اين كلام نيز مبنى است بر اينكه جهت اشتراك ذاتى لا محاله بايد جنسى از اجناس باشد ، و شناختى كه اين محل لازم نيست و در جاى خود محقق است كه فواعل طبيعيه فى الحقيقه فواعل اعداديه‌اند نه فواعل فياضه و جواعل مفيضه ، و در امثله مذكوره اعداد باعتبار طبايع نوعيه است به اين معنى كه آفتاب باعتبار صورت نوعيهء خود به شرط مقابله در مواد مقابله اعداد سخونت و حرارت مىكند ، و همچنين آتش باعتبار صورت نوعيهء خويش به شرط وضع خاص در اجسام مقارنه اعداد سخونت مىكند ، و همچنين صور نوعيه محركه كه از براى متحركات ثابتند باعتبار حركت اعداد سخونت و حرارت مىكنند در مواد متحركه و خود حركت از شرايط اعداد است نه فاعل اعداد ، چنان كه مقابله و انعكاس ضوء در آفتاب و وضع خاص و مقارنه در آتش و همهء اين مراتب در جاى خود محقق و مبين است ، و اين رساله را گنجايش بيان آنها نيست و بعد از تحقق اعداد از فواعل الهيه و مبادى فياضه وجود سخونت بر مواد مذكوره فايض مىگردد ، و صور نوعيه فى الحقيقه بانحاء وجودات خاصه برمىگردند زيرا كه جهات فعليت و تحصل بنا بر طريقهء مرضيهء اصالت وجود و اصالت جعل در وجود