باشند ، بايد با نحوى از مباينت ، نحوى از مناسبت نيز در ميانهء آنها متحقق باشد ، و الا مصداق بودن اين دو نحو از وجود ، از براى آن دو معنى ، نه وجود واجبى ، ترجح بلا مرجح خواهد بود . پس محقق گرديد كه اتحاد و اشتراك اشياء در معانى و مفهومات و در ماهيات و عنوانات باعتبار اشتراك و اتحاد در نحوى از انحاء وجود است ، چنان كه اختلاف و افتراق اشياء در معانى و ماهيات ، باعتبار اختلاف و افتراق انحاء وجودات و مراتب و مقامات انيات است ، و اين معنى عجيب است ، فهمش كما ينبغى و على ما ينبغى لطافت قريحه و صفاى ذهن و سلامت فطرت و استقامت سليقه مىخواهد ، تأمل كن در اين تحقيقات ، و تدبر كن در اين تدقيقات كه بسيار ، بسيار دقيق ، و عميقند ، بسى نتايج الهيه از آنها متولد مىشود ، و بسى ثمرات ربوبيه بر آنها مترتب مىگردد ؛ اگر خواهم شمهئى از آن نتايج و ثمرات را در رشتهء تقرير كشم ، و در سك تحرير آورم ، چراغ پيه مىخواهد ، و دوات مركب ، و زبان قلم گنگ مىگردد ، و زمان بيان تنگ ؛ رساله ، كتاب مىشود ، و اختصار به طول مىانجامد ، و انشاء اللّه العزيز ببعضى از آن نتايج و ثمرات در لمعات مستقبله و مباحث آينده اشاره خواهم نمود .
[ مناقشه بر فرموده ملا نعيماى طالقانى مؤلف اصل الاصول ]
خلاصه اين تحقيق و بيان با اينكه برهان قاطع است بر اصل مدعى و تبيان ساطع است بر حقيقت دعوى ، متضمن دفع جميع نقوض و استدلالى است كه در اين مقام بعضى از مدققين « 1 » فضلا « رضوان اللّه عليه » در كتاب « اصل الأصول » ايراد نموده است ، اگرچه از تحقيقات سابقه باندك تأمل نقوض او مندفع ، و استدلال آن مدفوع مىگردد ، ولى از براى توضيح و تنقيح ، و از براى اينكه جمعى از طلاب بلكه فضلا را نيز اعتقاد ببطلان اين لمعهء اشراقيه و فساد اين لطيفهء الهيه است ، و به اين جهت در دفع شبههء ابن كمونه از بعضى از براهين توحيد بعجز و ناتوانى اعتراف نمودهاند ، چنان كه به زودى مذكور خواهد گرديد آن نقوض و استدلال را مذكور مىسازم و مواضع اشتباه را بيان مىنمايم ، تا نقاب اختفا ، از چهرهء شاهد مدعى ، مرتفع گرديده بمرتبهء مشاهده و عيان آيد ، و
هامش
( 1 ) - مراد حكيم دانا آخوند ملا نعيماى طالقانى معروف به - عرفى - است مؤلف كتاب - اصل الأصول - و كتاب مفصل در معاد جسمانى قال - قده - فى هذه الرسالة :