تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
جنسيه و ماهيت فصليه ، و ماهيت نوعيه منحصرند ، و در افراد و اشخاص وجودات از آن جهت كه وجودات ، و موجوداتند ، سنخ حقيقت عينيه وجود است ، به اين معنى كه جهت اشتراك ذاتى در ميانهء حقايق وجوديه اصل حقيقت وجود است - كه مرتبهء ذاتش عين خارجيت و نفس طارديت عدم است ، زيرا كه در لمعات سابقه و مباحث سالفه مبيّن گرديد كه حقايق وجوديه در تحت جنسى از اجناس ، و در حيز نوعى از انواع نيستند ، بلكه تفاوت در ميانهء آنها بشدت و ضعف ، و غنا و فقر ، و كمال و نقص ، و تقدم و تأخر است ، بلكه مقتضاى لمعات سابقه و قوانين سالفه آنست كه اشتراك در ذات و ذاتيات نيز فى الحقيقه باشتراك در نحوى از انحاء وجود برمىگردد . مثلا : اشتراك اشخاص در معنى انسان و اتحاد انواع در معنى حيوان ، باعتبار اشتراك و اتحاد در نحو وجود انسانى ، و نحو وجود حيوانى است ، و اتحاد و اشتراك در معنى جوهر و عرض ، باعتبار اشتراك و اتحاد در وجود جوهرى و وجود عرضى است ، و على هذا القياس . و اين معنى بنا بر اصالت وجود و اصالت جعل در وجود ، و اينكه حقيقت هرشىء وجود خاص آن شىء است ، كه فى الحقيقه منشأ آثار و مبدأ احكام آن شىء است ، نه سنخ معانى و ماهيات كه بوى حقيقت و منشأيت آثار بمشام آنها نرسيده است و نخواهد رسيد ، چنان كه باستيفاى تمام گذشت ، غايت انكشاف دارد ، و فرق در ميانهء معانى ذاتيه و معانى عرضيه ، بنابراين اصل شريف نيز باعتبار وجود ذاتى و وجود عرضى است ، از اينجاست كه مىگويند : ذاتيات محمولند بر مصاديق خود بدون اعتبار ضميمه‌اى از ضمايم ، حقيقيه بوده باشند آن ضمايم يا اعتباريه ، ثبوتيه بوده باشند يا سلبيه ، و عرضيات محمول مىشوند بر آن مصاديق بضميمه‌ئى از ضمايم مذكوره .

تفصيل " و تحقيق "

بدانكه انفس معانى و ماهيات با قطع‌نظر از وجود مصداق و منتزع منه يكديگر نمىتوانند شد ، زيرا كه هرمعنى ، نفس آن معنى است ، بحمل اولى ذاتى ، و غير معنى ديگر است ، به همان حمل . مثلا معنى انسان غير معنى حيوان ، و غير معنى ناطق است ، بالضروره پس تحقق صدق در ميانه معانى و ماهيات ، منحصر است بحمل صناعى متعارفى ، و مقتضاى حمل صناعى متعارفى ، و مفاد او اتحاد در نحوى از انحاء وجود و تحقق است ، ذاتيت و
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 132 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني