تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
لطيفه همين است ؟ ! چنان كه جماعتى از متأخرين توهم نموده‌اند ، زيرا كه امتناع تحقق جهت قوه و استعداد و استحالهء ثبوت حالت منتظره و فاقديت كمالى از كمالات مذكوره در مفارقات عقليه و عقول قدسيه نيز ، ثابت و محقق است ، به اين معنى كه هرصفتى از صفات ، و هركمالى از كمالات كه از براى عقول مجرده ، بحسب نفس الأمر ممتنع نيست ثابت و بالفعل است ، و نسبت به اين كمالات ، جهت قوه و استعداد ، ندارند ، و هركمالى از كمالات كه در آن ذوات قدسيه ، بالفعل ثابت و متحقق نيست ، نسبت به آنها در واقع و نفس الامر ممتنع است . مثلا : كمالات وجوب ذاتى از براى عقل اول ممتنع است ، و همچنين كمالات عقل اول از براى عقل دوم ممتنع است ، لهذا كمالات واجب الوجود در اول و كمالات اول در ثانى ثابت و بالفعل نيستند . برهان بر اينكه همه كمالات ممكنه عقول قدسيه و مجردات عقليه فعليت دارند و جهت قوه و استعداد - در آنها متحقق نيست اين است كه ، تحقق جهت قوه و استعداد ، مستلزم تعلق بماده و ماديات است ، زيرا كه حامل قوه و استعداد ماده است ، بلكه همه جهات قوه و استعداد به آن « 1 » برميگردند نمىبينى « 2 » كه در تحديد ماده اولى ، جوهر مستعد اعتبار كرده‌اند ، و از ذاتيات آن ، شمرده‌اند ، پس هرگاه در عقول قدسيه جهات و حيثيات قوه و استعداد متحقق باشد ، از جمله ماديات خواهند بود ، و اين معنى خلاف فرض است ، زيرا كه عقول مجرده از ماده ، و ماديات برى مىباشند ، همين‌قدر در اثبات اين مدعى از براى صاحب بصيرت كافى است . از اين بيان هويدا گرديد كه هرگاه معنى واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است اين باشد كه حالت منتظره در واجب الوجود بالذات متحقق
هامش
( 1 ) - زيرا كه فعليت از آنجهت كه فعليت است از فعليت ديگر آبى است ، متفطن باش 110 عفى عنه . ( 2 ) - فعليت استعداد نسبت بهيولى با جنسيت جوهر منافى است ، چه قوه از مقولهء اضافه است ، و تقوم جوهر بعرض جايز نيست . علاوه بر اين استعداد هرچيز با آن چيز ، در وجود جمع نميشود ، پس هيولى ( الف ) در ضمن هيچ صورت بحقيقت خود باقى نباشد ، لهذا تحديد مذكور را به غير نسبت داده‌اند ، و خود هيولى را حامل قوة و استعداد ( ب ) دانسته‌اند . متفطن باش 110 عفى عنه . ( الف ) چون به مجرد آنكه استعداد بفعليت رسيد ، آن استعداد خاص را نائل شود كما ذكره الحكيم المؤسس . ( ب ) حاشيه 110 ، از آقا على حكيم است .
لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 125 | ملا عبد الله مدرس زنوزى / سيد جلال الدين آشتياني