تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

تتميم " و تنزيه "

بدانكه حقيقت واجب الوجود « جل اسمه » جزء نمىتواند شد از مركبات حقيقيه و مؤلفات نفس الامريه ، خارجيه بوده باشند آن مركبات يا عقليه ، مجرده بوده باشند يا ماديه ، عنصريه بوده باشند يا فلكيه . بيانش آنست كه واجب الوجود جزء واجب الوجود ديگر نمىتواند شد ، و الا تركيب در واجب الوجود ديگر لازم مىآيد ، و محاليت لازم باستقصاى تمام در مباحث سابقه مبرهن گرديد ، و هرگاه جزء ممكن الوجود بوده باشد خالى از اين نيست يا آن ممكن الوجود موجود است به همان وجودى كه حقيقت واجب الوجود است و او را سواى او وجودى نيست ؟ و يا موجود است بوجود جداگانه ، در صورت اولى لازم مىآيد كه وجود صرف و تحصل محض كه تمام حقيقت واجب الوجود است ، بعينه وجود ممكن باشد ، لازم محال است زيرا كه لازم مىآيد كه وجود واحد ، هم غنى باشد ، و هم فقير ، هم واجب باشد ، هم ممكن ، هم علت باشد و هم معلول ، الى غير ذلك من المفاسد ، و اين معنى بديهى الاستحاله ، و مستلزم اجتماع متنافيات است . و در صورت دوم لازم مىآيد كه مركب مفروض ، مركب حقيقى نباشد ، زيرا كه در لمعات سابقه گذشت كه مركب حقيقى آنست كه واحد بوحدت حقيقيه باشد ، و بيان نمودم كه وحدت حقيقى در مركبات حقيقيه در صورتى متصور مىتواند شد كه فعليت و تحصل مركب ، تحصل واحد و فعليت واحده باشد ، و در صورت مفروضه دو وجود متحقق است ، يكى وجودى كه واجب الوجود است ، و ديگرى وجود جزء ديگر است ، زيرا كه واجب الوجود وجود زايد ندارد ، و متحصل بتحصل ديگر نمىتواند شد ، و الا ، جهت ابهام در ذات او متحقق مىباشد ، و آن ، مصادم براهين سابقه است . تدبر كن . پس مركب مفروض به دو تحصل متحصل و به دو وجود ، موجود مىباشد ، و آن ، مركب اعتباريست ، چنان كه در لمعات سابقه تحقق پذيرفت ، و اين معنى خلاف فرض است . تأمل كن در لمعات سابقه تا مطلب نهايت انكشاف بهمرساند ، و نقض بمركبات عنصريه حاصل نيايد . علاوه بر اين مىگويم كه : محقق گرديد كه واجب الوجود تام ، بلكه فوق التمام است در شدت وجود و كمالات وجود ، غير متناهى بلكه فوق غير متناهى است بعدهء غير متناهى ، و حقايق امكانيه ناقصات الذوات ، قاصرات الهويات ، ضعفاء الإنياتند ، چگونه متصور مىتواند شد كه تام ، جزء ناقص ، و محيط جزء محاط ، و غير متناهى جزء متناهى