تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
است ، علاوه بر اين معنى در نهايت وضوح و انكشاف است ، و احدى را در آن نزاعى و خلافى نمىباشد . از اين جهت است كه در مجردات برائت از اوضاع و امتدادات و خلوّ از تشكلات و امتدادات ، مأخوذ و معتبر و محقق و ثابت است . اما بيان بطلان لازم پس مىگويم : هرگاه واجب الوجود جسم باشد ، يا تمام حقيقت او مجرد جسميت مىباشد - بدون صورتى از صور عنصريه يا معدنيه ، و يا با نفسى از نفوس نباتيه ، و يا حيوانيه و يا انسانيه ، و يا غير آنها - ، و يا تمام حقيقت ، جسم است يا صورتى از صور ، و يا نفسى از نفوس ، و يا با هيئتى از هيئآت ، و يا غير آنها . در صورت اول با اينكه لازم مىآيد كه واجب الوجود صاحب ماهيت بلكه مركب از جنس و فصل باشد ، زيرا كه جسم ماهيتى از ماهيات و نوعى از انواع و مركبى از مركبات عقليه است باتفاق از اشراقيين و مشائين و ذى مقراطيسيين و متكلمين ، بلكه از مركبات خارجيه است در نزد متكلمين از جواهر فرده ، و در نزد ذى مقراطيسيين از اجسام صغار صلبه ، و در نزد مشائين از هيولى و صورت . و مذهب اخير حق حقيق و مقتضاى تحقيق و مستفاد از براهين عقليهء قاطعه و شواهد يقينيه ساطعه است ، و بطلان هريك از لوازم مذكوره بوجوه متعدده در لمعات سابقه و در مباحث سالفه مبين و مبرهن گرديد ؛ لازم مىآيد كه واجب الوجود ناقصترين موجودات و ضعيف‌ترين هويات و قاصرترين انيات باشد ، زيرا كه وجود امتدادى كه مرتبهء وجود جسم طبيعى است ، ضعيف‌ترين وجودات انواع جواهرست ، حتى وجود ارضى كه پست‌ترين درجات وجودست ، اتم و اكمل است از وجود امتدادى ، كجا مانده از وجود معدنى و نباتى و حيوانى و فلكى و انسانى و عقلى ، بلكه نسبت آن ، بساير مراتب انواع جوهريه ، نسبت قوه بفعليت ، و نسبت نقص بكمال است ؛ از اين جهت است كه همهء حكما و متكلمين ، مجرد جسميت را نسبت بصور نوعيه و هيئآت صوريه ، مادة المواد مىگويند ، و هيولى الهيوليات مىنامند . اگرچه مشائين از حكما بهيولى بمعنى اخص و ماده بمعنى اخس اختصاص دارند ، پس اگر حقيقت واجب الوجود مجرد جسميت باشد لازم مىآيد كه به چندين مرتبه از وجود عقلى كه مرتبه‌ئى از مراتب وجودات امكانى است ، پست‌تر و ضعيف‌تر باشد . بطلان اين معنى علاوه بر بداهت آن ، در مباحث سابقه مبين و مبرهن گرديد ، و در صورت دوم علاوه بر اظهريت و اشديت تركيب خارجى كه مستلزم تركيب عقلى و موجب تركب از جنس و فصل است ، نيز لازم مىآيد كه وجود