تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لمعات الهيه (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
محتاج ، و هرمحتاج ممكن است . و حاصل اين برهان آن است كه : هرگاه در واجب الوجود نحوى از انحاء كثرت متحقق باشد مىآيد كه وحدت او ضعيف باشد ، ضعف وحدت ، مستلزم نقصان و قصور وجود است ، و جهت وجود عين جهت نقصان و قصور نميتواند شد ، پس صاحب ماهيت مىباشد ، و هرصاحب ماهيت ، معلول است ، چنان كه در مباحث سابقه محقق گرديد ، پس هيچ نحوى از انحاء كثرت در ذات واجب الوجود محقق نمىتواند شد ، و اين معنى عين مدعى و غايت دعوى است ، اين لطيفهء ربوبيه و آن دقيقهء ملكوتيه از الطاف الهيه و از مواهب ربانيه است ، و در كتب الهى و كلام به نظر قاصر اين فقير نرسيده است .

اشراق " و انارة "

از اين تحقيقات شافيه و تدقيقات كافيه و بيانات وافيه ، ظاهر و هويدا گرديد كه وحدت و بساطتى كه لايق جناب قدس ، و سزاوار ذات اقدس - جل اسمه - مىتواند شد ، وحدت حقه و بساطت بحته است كه عين ذات و محض حقيقت واجب الوجود است بحسب ذات و هويت و باعتبار مصداق و عينيت و غير اويند بحسب حكايت و عنوان و باعتبار معنى و مفهوم چنان كه اشاره نمودم و در مسألهء تحقيق عينيت صفات حقيقيه در واجب الوجود بتفصيل تمام و بسط ما لا كلام انشاء اللّه مبيّن و مبرهن خواهد گرديد نه وحدت جنسى و نه وحدت نوعى و نه وحدت عددى كه عبارت از وحدت اشخاص مندرجه در تحت انواعند و نه وحدت اتصالى مقدارى و نه وحدت امتدادى زمانى و نه وحدت تماسى و اجتماعى و نه وحدت اعدادى كه مبدء ثبوت مراتب كثرات عدديه و منشأ تحقق درجات انواع اعداديه است ، زيرا كه همه اين وحدات ، وحدات ضعيفه و ناقصه‌اند كه در عين وحدت كثرت و در عين كثرت وحدتند الحمد للّه ملهم الصواب و بسوى اين قسم از وحدت حقه و احديت صرفه اشاره است در صحيفهء الهيه بقول خداوند
( قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ )
( 1 ) و بكلام معجز نظام خاتم اوصياء سيد اتقياء عليه آلاف التحية و الثنا در خطبهء مذكوره : « ما كان فدرة بان بها من الاشياء و بانت الأشياء منه » فدرة بكسر فاقطعهء از گوشت و قطعه‌اى از شب و قطعه‌اى از گوهر را ميگويند و مراد از او در اين كلام جزء است يعنى نمىباشد در مرتبهء ذات خداوند صمد جزئى كه به آن جزء جدائى و امتياز بهم رساند از موجودات و امتياز بهم رسانند