تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
اگر ما زمانى از دشمن شما و خودتان مىترسيديم ولى مصيبت از بين رفتنى است « 1 » . ابى عباس دستور داد او را آزاد كنند و جايزه بسيار خوبى به او داد ، پس از آن مستهل نزد منصور رفت و با او گفت و گويى داشت . 47 - مطيع بن اياس كنانى از خاندان ليث بن بكر و كنيه‌اش ابا مسلم بود . وى از افراد با ذوق و شوخ طبع كوفه بود ، وى زيبارو و در شمار ياران منصور بود ، سپس به خدمت فرزندش جعفر درآمد . 48 - مرزوق غلام عمر بن سماك بن حصين اسدى ، او سياهپوست ، زشت و كوتاه قد بود و حكومت عباسيان را درك كرد ، او درباره مهدى قصيده‌اى سروده كه ابتداى آن چنين است : اشتياق و ادب شايستهء توست ولى خوشى و شادمانى در دل تو مرده است « 2 » . 49 - هذيل بن عبد اللّه بن سالم - به قولى سليم - فرزند هلال بن طرق بن زبينة بن عصم بن زبينة بن هلال اشجعى يكى از شاعران و افراد شوخ طبع كوفه بود . هذيل قاضيان كوفه ، عبد الملك بن عمير ، شعبى و ابن ابى ليلى را مورد سرزنش و بدگويى قرار داد . او در دوران قضاوت شعبى اشعارى دربارهء وى سرود كه ابتداى آن چنين است : شعبى شيفته او شد هنگامى كه چشمش به او افتاد « 3 » 50 - ابو عمران ضرير يحيى بن سعيد هم‌پيمان خاندان طلحة بن عبيد اللّه تميمى اشعار زير را سرود : اگر من به عنوان پاداش كسى را مدح و ستايش نكنم و شخص پليد ، بخيل و مذمومى را نكوهش نكنم پس چگونه خوبى و بدى را از يكديگر تشخيص بدهم در حالى كه خداوند ، گوش و دهان براى من آفريد « 4 » . 51 - يحيى بن زياد بن عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عبد المدان ، ابوالفضل بن خال ابى العباس
هامش
( 1 ) -اذا نحن خفنا فى زمان عدوكم * و خفناكم ان البلااء لراكد( 2 ) -دعاك الشوق و الادب * و مات بقلبك الطرب( 3 ) -فتن الشعبى لما * رفع الطرف اليها( 4 ) -اذا انا لم اثن بخير مجازيا * و لم اذمم الرجس البخيل المذمماففيم عرفت الخير و الشر باسمه * و شق لى اللّه المسامع و الفما