نمايندهشان به شهر او آمدهاند ، آن گاه يارانش را به مناطق مختلف شهر فرستادند تا اموال مردم را جمعآورى كنند .
در اين هنگام ، ابو قيس حسن بن منذر به جامعين « 1 » رسيد . وى از بزرگان قرامطه بود ، صمصام الدوله ، سپاهى براى رويارويى با آنها فرستاد كه عربها نيز همراه آن سپاه بودند ، آنها از رود فرات عبور كردند و با قرمطيان جنگيدند و قرمطيان از برابر آنها گريختند و ابو قيس و گروهى از سران آنها اسير و كشته شدند ، قرامطه بازگشتند و لشكر ديگرى با افراد و سلاح بيشتر روانه كردند ، آنها در محل جامعين با لشكر صمصام الدوله جنگيدند كه منجر به شكست قرامطه شد ، و فرمانده آنها و چند نفر ديگر كشته و گروهى نيز اسير شدند ، و آباديشان را غارت كردند ، چون كسانى كه گريخته بودند به كوفه رسيدند ، قرمطيان آنجا را ترك كرده بودن ، لشكر صمصام الدوله تا قادسيه آنها را تعقيب كردند ولى به آنها نرسيدند و از آن هنگام آيين آنها از بين رفت .
حادثهء قرواش عقيلى و ابن شمال خفاجى
معتمد الدوله ابو المنيع قرواش ، فرزند مقلد بن مسيب عقيلى از قبيلهء هوازن پس از كشته شدن پدرش در سال 391 ( ه . ق ) به حكومت موصل ، كوفه و مداين و سقى فرات منصوب شد و زمامدارى او پنجاه سال به طول انجاميد و ميان او و برادرش بركة بن مقلد اختلاف و درگيرى روى داد . در سال 441 ( ه . ق ) بركة ، او را در يكى از قلعههاى موصل زندانى كرد ، سپس برادرزادهاش قريش بن بدران بن مقلد قرواش را به قلعهء جراحيه از توابع موصل انتقال داد كه در سال 444 ( ه . ق ) درگذشت . « 2 »
الحاكم بامراللّه ، فرمانرواى مصر نيز ابو على بن شمال خفاجى را به حكومت رحبه گمارد . وى به رحبه رفت و عيسى بن خلاط عقيلى عليه او قيام كرد و او را كشت و رحبه
هامش
( 1 ) - جامعين ، همان شهر حلّه نبى مزيد است كه در سرزمين بابل قرار دارد و امروزه ، يكى از محلّههاى آن را جامعين مىگويند ، و چه بسا اكنون شهرى قديمى است - م .
( 2 ) - فوات الوفيات ، ج 2 ، ص 131 - م .