آسيابهاى خليفه در بدر زيحان جلوگيرى كرد ، از اين رو ، خليفه قاضى ابا جعفر سمنانى را با نامهاى به سوى قرواش فرستاد و به او دستور داد تا مغربى را كه نزد او بود ، تبعيد كند ، قرواش ، فرمان خليفه را اجرا كرد و مغربى به ديار بكر نزد فرزند مروان رفت . خليفه از نهرسابسى خشمگين بود و او تا سال 418 ( ه . ق ) مورد خشم و غضب وى قرار داشت تا اين كه تركها و جز آنان از وى شفاعت كردند و خليفه ، او را بخشيد و او را به اطاعت و فرمانبردارى سوگند داد و او سوگند ياد كرد . « 1 »
حادثهء خفاجه
حفاجه ، يكى از بزرگترين قبيلههاى عراق بود . « 2 » مردم برخى از شهرهاى عراق به سبب هجوم و غارتگريهاى اين قبيلهء وحشى ، بسيار رنج مىبردند . اعمال وحشيانهء اين قبيله از نظر چپاولگرى ، غارت ، شكنجه ، كشتار و به اسارت درآوردن چهره انسانيّت را شرمسار كرد . ميان آنها و مردم آن شهرها ، جنگهاى خونينى درگرفت كه مورخان ثبت كردهاند . بنابراين ، حكومت موقت از حمله و تبهكاراى آنها در شهرها بيمناك بود ، لذا به آنها كارهاى دولتى واگذار كرد تا شايد آنها را بفريبد و تا حدّى از آن اعمال وحشيانه جلوگيرى كند .
ابن اثير در بيان حوادث سال 452 ( ه . ق ) در تاريخش چنين مىگويد : در اين سال ، سلطان طغرل بيك به محمود بن اخرم خفاجى خلعت پوشانيد و سرپرستى بنى خفاجه و حكومت كوفه و سقى فرات را به او سپرد ، كسان سلطان در آنجا تعهد كرده بودند كه ساليانه مبلغ چهار هزار دينار بپردازند و رجب بن منيع از حكومت آنجا عزل شد .
ليكن اقدام حكومت بيهوده و بىفايده بود ، حملههاى اين قبيله به حله و واسط و
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به تاريخ ابن اثير ، در بيان حوادث سال 415 ( ه . ق ) - م .
( 2 ) - بنى خفاجه شعبهاى از قبيلهء بنى عقيل بن عامر بن صعصعه مىباشند و اخيرا به عراق و جزيره منتقل شدند و در بيابان عراق حكومتى تشكيل دادند .
مؤيد فرماندار حماة گويد : خفاجه از زمانهاى گذشته تاكنون اميران عراق بودند . حمدانى نيز گروهى از آنها را در شهر بحيره از كشور مصر ذكر مىكند . امروزه باقى ماندهء آنها در نواحى دجله و فرات عراق زندگى مىكنند - م .