بزرگى به وقوع پيوست و سرانجام ابن معاويه كشته شد . « 1 »
حادثهء فرزندان امام حسين ( ع )
ابن اثير دربارهء حوادث سال 144 ( ه . ق ) مىگويد : در اين سال منصور ، رياح بن عثمان مرى را به حكومت مدينه منصوب و محمد بن خالد بن عبد اللّه قسرى را بر كنار كرد .
علت عزل خالد و زياد پيش از او ، اين بود كه منصور از قيام محمد و ابراهيم ، دو فرزند عبد اللّه « 2 » بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب و عدم حضور آنها نزد وى همراه بنىهاشم در موسم حج و روزگار سفاح در سال 136 ( ه . ق ) نگران شد .
روايت شده كه محمد بن عبد اللّه ادعا مىكرد كه شبى كه بنى هاشم در مورد واگذارى خلافت با او مشورت مىكردند ، منصور با او بيعت كرده است و در آن زمان ، حكومت مروان بن محمد دستخوش هرج و مرج شده بود . چون منصور در سال 136 ( ه . ق ) به سفر حج رفت ، دربارهء محمد و ابراهيم پرسيد ، زياد بن عبيد اللّه حرثى به او گفت : دربارهء آنها نگران نباش ، من هر دو را نزد تو حاضر خواهم كرد . زياد همراه منصور در مكه بود كه او را به مدينه فرستاد . چون منصور به خلافت رسيد تنها نگران محمد و در جستوجوى او بود ، لذا منصور بنى هاشم را يك به يك دعوت مىكرد و به طور پنهانى از حال محمد مىپرسيد ، همه به او مىگفتند : او متوجه شده كه تو از قيام وى آگاه شدهاى ، لذا از تو بر جانش بيمناك است ولى هرگز قصد خلافت ندارد و مطالبى از اين قبيل گفته شد .
منصور در سفر حج به عبد اللّه بن حسن محض اصرار كرد تا فرزندش محمد را
هامش
( 1 ) - به تاريخ ابن اثير حوادث سال 129 ( ه . ق ) مراجعه كنيد .
( 2 ) - اين عبد اللّه به سال 70 ( ه . ق ) در مدينه و در خانه حضرت زهرا ( س ) به دنيا آمد . كنيهء او ابو محمد بود . وى به محض ملقب شد ، زيرا او نخستين كسى است كه از سوى پدر و مادر به امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) منسوب مىباشد . پدرش حسن مثنى فرزند حسن سبط و مادرش فاطمه ، دختر حسين سبط بود ، بدين سبب مىگفت مرا رسول خدا ( ص ) دوباره به دنيا آورد . بزرگترين برادران وى كه از يك پدر و مادر بودند ، حسن مثلث و ابراهيم مىباشند ، عبد اللّه شاعر ، سخنور ، دلير و داراى هيبت و ابهت و بيانى شيوا بود .