تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
گرز زد و كشت ، شبيب ، به خالد بن عتاب و يارانش نيز حمله كرد و او فرمانده جناح چپ لشكر حجاج بود و آنها را به عقب راند تا به محل رحبه رسيدند ، سپس به مطر بن ناجيه كه فرماندهى جناح راست لشكر حجاج را بر عهده داشت ، حمله كرد و او را شكست داد ، پس از آن ، حجاج و يارانش پياده شدند و حجاج و عنبسة بن سعيد بر روى عبايى نشستند ، در اين هنگام ، مصقلة بن مهلهل ضبى ، لگام اسب شبيب را گرفت و گفت : عقيدهء تو دربارهء صالح بن مسرح چيست و در مورد وى چگونه شهادت مىدهى ؟ شبيب گفت : آيا در اين وضع آشفته سؤال مىكنى ؟ گفت : آرى ، شبيب گفت : من از صالح بيزارم . مصقله گفت : خدا از تو بيزار باشد ! آن گاه از او جدا شد و رفت . فقط چهل سوار با شبيب ماندند ، حجاج گفت : ميان آنها اختلاف و جدايى افتاده است ، او به خالد بن عتاب پيغام داد كه حمله كند خالد هم ميان لشكر خوارج رفت و با آنها جنگيد و غزاله همسر شبيب كشته شد و سوارى سر او را نزد حجاج مىبرد كه شبيب آن را شناخت و به يكى از يارانش دستور داد تا بر آن سوار حمله كند ، او نيز حمله كرد و سوار را كشت و سر همسر شبيب را آورد ، شبيب دستور داد تا آن را غسل داده ، به خاك سپردند . آن گاه خوارج در حال دفاع ميدان را ترك كردند . خالد نزد حجاج بازگشت و خبر عقب‌نشينى خوارج را به او داد . حجاج به او دستور داد كه آنها را تعقيب كند . خالد هم به تعقيب آنها پرداخت و به آنها حمله كرد . هشت نفر از خوارج بازگشتند و با او جنگيدند و او را تا محل رحبه عقب راندند .

حادثهء حجاج و ابن اشعث

هنگامى كه حجاج و عبد الرحمن بن اشعث از جنگ زاويه فراغت يافتند - و آن نبرد شديدى بود كه در بصره رخ داد . در ماه محرّم سال 82 ( ه . ق ) دو لشكر حجاج و ابن اشعث با يكديگر نبرد كردند و سرانجام منجر به شكست عبد الرحمن و لشكر وى شد و به كوفه گريختند . حجاج تا اول ماه صفر در بصره ماند ، سپس از آن شهر خارج شد و حكم ايوب ثقفى را به حكومت آن شهر منصوب كرد . ابن اشعث نيز به سوى كوفه رفت كه حجاج در گذشته هنگام رفتن به بصره عبد الرحمن بن عبد اللّه بن عامر حضرمى را به
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى ) — صفحة 411 | سعيد راد رحيمى / السيد حسين البراقي النجفي