دانشآموزان همين مدارس و ديگر افغانيهاى باسواد بودند . يكى از حاميان طرزى ، امان الله بود كه پس از قتل پدرش با انگليسيان وارد جنگ شد تا استقلال كامل افغانستان را به دست آورد ، امرى كه سرانجام در 1307 ش / 1928 به دنبال مذاكراتى ديپلوماتيك به رسميت شناخته شد .
امان الله ، پس از نيل به اين هدف ملى ، به يك سلسله اصلاحات داخلى دست زد كه همهء جنبههاى حكومتى را در بر مىگرفت . از لحاظ مالى ، او توانست رسم واگذاركردن جمعآورى ماليات را به افراد از ميان بردارد ، بودجه و نظام حسابدارى به وجود آورد ، و به مؤديان مالياتى امكان دهد كه ماليات خود را مستقيما به خزانه بپردازند ( لايحهء ترقيات ، ص 15 ) . ساختار ادارى مملكت سازمانى نو يافت ؛ كابينهاى مشتمل بر هفت عضو ، يك مدير كل ، و يك رئيس شوراى حكومتى در رأس هرم قرار گرفت . از لحاظ تقسيمات كشورى ، سلسلهمراتب بر « قريه » ، « علاقه » ( دهستان ) ، « حكومتى » ( بخش ) و « حكومت اعلى » يا « ولايت » ( استان ) مشتمل مىشد . بخشها براساس ميزان اهميت ، به درجه يك ، دو و سه دستهبندى شده بودند . كشور به پنج ولايت و چهار حكومت اعلى تقسيم شده بود ( نظامنامهء تقسيمات ، ص 1 - 28 ) .
نخستين قانون اساسى افغانستان در زمان امان الله تنظيم شد ( 1301 ش / 1922 ) . مادهء 8 اين قانون تمام اهالى را ، صرفنظر از معتقدات دينى آنها ، شهروند افغانستان مىشمرد ، و در مادهء 10 آزاديهاى فردى هرشهروند با تشريفات معين قانونى تضمين شده بود ( اساسى نظامنامه ، 1301 ش / 1922 ، ص 5 - 6 ) . شوراى حكومتى ، مركب از
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: گروهى از پژوهشگران
ص٣٠٤