تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
كردن منافع صاحبان اراضى روستايى و دهقانان برحذر داشته بود . در نتيجه ، حكومت مركزى سياست گام‌به‌گامى پيش گرفت . سهم قابل ملاحظهء تجارت خارجى در درآمد كشور اصلا از طريق جلب همكارى قشر بازرگان تأمين شد كه دولت به آنها امتيازات بسيار ، و از جمله اجازه داده بود تا در 1311 ش / 1932 ، نخستين بانك كشور را تأسيس كنند ؛ و در واقع ، اين نخستين سازمان ديوانسالارانهء كشور بود . در تغييرات سازمانى و كاركردى كه در ديوانسالارى افغانستان به وقوع پيوسته به سه مرحلهء متمايز مىتوان اشاره كرد ( 1308 ش - 1342 ش ، 1343 ش - 1351 ش ، 1352 ش - 1357 ش ) . در 1334 ش / 1955 تغييرات كيفى عمده‌اى در نقش حكومت پيش آمد . از 1308 ش تا 1342 ش ، اعضاى خاندان سلطنتى - نادر شاه ، چهار برادرش و فرزندان آنها - رسما و عملا اعمال قدرت مىكردند . پس از قتل نادر شاه در 1312 ش / 1932 ، پسرش ظاهر شاه به سلطنت رسيد ، ولى قدرت واقعى در دست دو عمو و پسرعمويش بود كه يكى پس از ديگرى مقام نخست وزيرى را اشغال كردند ( 1308 ش - 1325 ش ، 1325 ش - 1332 ش ، 1332 ش - 1342 ش ) . در 1343 ش / 1964 قانون اساسى جديدى به تصويب رسيد كه مادهء 24 آن ، اعضاى خاندان سلطنتى را از احراز شغل وزارت و خدمت در مجلس منع مىكرد . ولى لايحه‌اى را كه به موجب آن احزاب سياسى قانونى اعلام مىشدند و اجازهء اعمال قدرت مىيافتند شاه امضا نكرد و به آن رسميت نبخشيد . محمد داوود در 1352 ش / 1973 محمد ظاهر شاه را از سلطنت برانداخت و تا
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 307 | گروهى از پژوهشگران / سعيد ارباب شيرانى / هوشنگ اعلم