مأموران مالياتى فارسىزبان و معاند و تشكيل دادن نيروى نظامى از غير درّانيها منكوب ساختهاند ( « گزارش دربارهء درانيها » ، ص بيست به بعد ) .
نوآورى عمدهء حكومتى در اين دوره در حوزهء نظامى رخ داد . دوست محمد ، كه بر كابل حكومت مىكرد و سرانجام بانى وحدت افغانستان گرديد ، در 1245 / 1829 يكى از صاحبمنصبان پيشين ارتش قاجار موسوم به عبد الصمد تبريزى را مأمور كرد تا هنگ توپخانهاى به وجود آورد و اعضاى آن را به شيوهء اروپاييان تعليم دهد ( فيض محمد ، سراج التواريخ ، ج 1 ، ص 113 ) . دوستمحمد در 1254 / 1838 جلو پيشروى ارتش سيكها را كه پيشاور را از دست برادرانش به درآورده بودند گرفت ، اما سال بعد با دشمنى نيرومندتر مواجه شد : قواى انگليس به افغانستان حمله بردند و او را از كابل و برادرانش را از قندهار بيرون راندند . ولى انگليسيان نتوانستند شورشهاى مردمى را سركوب كنند و چندى نگذشت كه عقبنشينى كردند .
دوستمحمد ، در دوران تبعيد در هند ، عميقا متوجه قدرت بريتانياى كبير و ضعف حكومت افغان شد . در سراسر دومين دورهء سلطنتش - حتى در شورشهاى هند به سال 1857 - با وسوسهء رويارويى نظامى با انگليسيان براى اشغال مجدّد پيشاور مبارزه كرد ؛ در عوض ، قواى خود را بر تحكيم موقعيت خود و استقرار قدرتى واحد بر تمام افغانستان متمركز ساخت . از لحاظ مالى ، جمعآورى ماليات ايالات را به پسرانش واگذار كرده بود و ايشان نيز به نوبهء خود بخشهاى مختلف را به اشخاص منتخب خويش مىسپردند . در 1259 / 1843 ، پنج لشكر
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: گروهى از پژوهشگران
ص٢٩٨