تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
ويران كنند ؛ وزيران او در منازل خود به امور رسيدگى مىكردند ( مسون ، ( روايت سفرهاى مختلف ) ، ج 3 ، ص 256 ) . ولى كاهش در جنبه‌هاى صورى قوهء اجرايى به معناى تقليل قدرت حكومت نبود . برعكس ، نيازهاى مالى افزايش قدرت مركزى را ايجاب مىكرد . در دورهء پيشين ، عايدات حكومت مركزى عمدتا از ايالات هندى ثروتمند خود بود چنان كه يكى از اعضاى هيئت الفينستن ضمن يادداشتى دربارهء عايدات و تجارت درّانيها مىگويد « بسيارى از ايالات براى دولت منبع درآمدى نيستند » ( استاركى ، « يادداشت » ، « 1 » ص 4 ) . اهالى سرزمين افغانستان يا از پرداخت ماليات معاف بودند و يا ماليات بسيار اندكى مىدادند و اراضى وسيعى نيز تيول خانهاى طوايف پشتو بود . همهء اينها پس از 1235 / 1818 ، به صورتى بنيادين تغيير كرد . با فقدان خراجى كه از خارج تحصيل مىشد ، حكومتهاى جديد ناگزير بودند كه نيازهاى مالى خود را از منابع داخلى تأمين كنند . جالبترين نمونه مورد طايفه‌هاى درّانى قندهار است كه از لحاظ نظامى پشتوانهء گسترش درّانيها به شمار مىآمدند . اراضى آنها تا پايان امپراتورى از پرداخت ماليات معاف شده بود ، ولى از 1235 / 1818 تا 1255 / 1839 ، با روى كار آمدن برادران محمدزائى ، با اين طوايف به صورت رعاياى شكست‌خوردهء ماليات پرداز رفتار شد . به گفتهء هنرى رالينسن « 2 » ، نمايندهء سياسى انگليس در قندهار در زمان نخستين جنگ انگليس و افغانستان ( 1839 - 1842 ) ، طوايف درّانى را با اعمال خشونت مستمر نسبت به رهبرانشان ، نصب
هامش
( 1 ) .R . Starchy , " Memoir "( 2 ) .Rawlinson
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 297 | گروهى از پژوهشگران / سعيد ارباب شيرانى / هوشنگ اعلم