تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
به ايران داده شود ، درحالىكه برخى ديگر مىخواستند كه اين كشور به صورت كشورى بىطرف ميان هند انگليس و تركستان روس درآيد . با بر سر كار آمدن ليبرالها در 1297 / 1880 ، راه حلّ اخير غالب آمد . عبد الرحمان ( حك : 1297 - 1319 / 1880 - 1901 ) . براى حكومت كردن بر افغانستان در نقش جديد آن ، دو نامزد بالقوه وجود داشتند ؛ يكى سردار عبد الرحمان خان ( متولد 1260 / 1844 ) پسر محمد افضل رقيب شير على بود . او در جنگ داخلى ميان پدر و عمويش فعالانه شركت كرده بود و سپس به سمرقند پناهنده شده ، با دريافت مستمرى از روسيه ، مدت ده سال در آنجا زيسته بود . عبد الرحمان در ربيع الاول 1297 / فوريه 1880 به افغانستان بازگشت و چيزى نگذشت كه نيروهاى دولتى مقيم بلخ را گرد خود جمع كرد . نامزد ديگر ، يكى از پسران شير على يعنى سردار محمد ايوب خان بود كه با ارتشى نيرومند و مجهزّ در هرات بود . باوجود اين‌كه روسها از عبد الرحمان حمايت مىكردند ، انگليسيان سلطنت بر افغانستان را به او پيشنهاد كردند . پيشنهاد انگليسيان بر مبناى اين استدلال بود كه او براى ادارهء كشورى بىطرف توانايى بيشترى دارد . پس از آنكه عبد الرحمان تمام مواد پيمان گندمك را پذيرفت - گو اينكه توانست تقاضاى خود را مبنى بر اينكه نمايندهء دولت هند باز هم هندى سنّىمذهب باشد و نه يك انگليسى به كرسى بنشاند - در 2 شعبان 1297 / 22 ژوئيه 1880 ، ژنرال رابرتس او را رسما امير خواند . در اين ايام ، ايوب خان با 000 25 نيرو ، لشكر انگليسى مستقر در جنوب افغانستان را در ميوند شكست داد ( 20 شعبان 1297 / 27 ژوئيه 1880 ) و