خارجى منجر شد كه قاطعانه تهاجمى ( « به پيش » ) بود و موجب جنگ دوم انگليس و افغانستان گرديد .
انگليسيان مىخواستند با مستقر كردن هيئت ديپلوماتيك دايمى در كابل ، زمام امور سياسى افغانستان را مستقيما در دست بگيرند ( از زمان پيمان پيشاور ، « وكيل » ى از مسلمانان هندى نمايندهء منافع آنها بود ) .
تقاضاى استقرار چنين هيئتى ، چندين بار به مقامات افغانى داده شد ولى افغانها با آن موافقت نكردند ، زيرا با دعوت به عقد پيمان اتحاد دفاعى رسمى ميان دو كشور همراه نبود ( افغانها به منظور مقابله با پيشروى روسها در آسياى مركزى ، خواهان چنين پيمانى بودند ) . در اين ايام ، نمايندهء مسلمان اعزامى تزار روس در كابل پذيرفته شد ( 1292 / 1875 ) و سه سال بعد ، ژنرال استولتوف « 1 » بدون خبر قبلى وارد كابل شد تا براى عقد پيمانى ميان روس و افغانستان مذاكره كند . در نتيجه انگليسيان نيز براى دريافت امتيازى مشابه ، بيشازپيش پا فشردند و ترديد امير را حمل بر مداخلهء روسها در امور افغانستان كردند . پس از ارسال ضربالاجلى كه بىپاسخ ماند ، دولت انگليس سه ستون ، جمعا شامل 000 30 سرباز ، از طريق تنگههاى بولان ، پيوار و خيبر به افغانستان گسيل كرد ( محرّم 1296 / نوامبر 1878 ) . فقط ستون دوم با كمى مقاومت روبرو شد . جلالآباد و قندهار بدون برخورد اشغال شد ، و پايتخت ، كه شيرعلى آن را ترك گفته و پسرش محمد يعقوب را به عنوان نايب السلطنه در آنجا باقى گذاشته بود ، در معرض تهديد قرار گرفت . امير به بلخ رفت
هامش
( 1 ) .General Stoletov