قندهار را محاصره كرد ، ولى چندى نگذشت كه از رابرتس شكست خورد ( 26 رمضان / 1 سپتامبر ) . انگليسيان طى چند ماه تمام افغانستان را تخليه كردند ، مگر پادگان قندهار را كه تا جمادى الاولى 1298 / آوريل 1881 برپاى بود .
عبد الرحمان
امير خودكامهاى بود كه در نظرش وحدت كشور و تقويت قدرت مركزى برابر بود ، گو اينكه در نتيجه با شورشهايى پياپى روبرو شد . خطرناكترين آنها ادعاى پىدرپى محمد ايوب و محمد اسحاق ، دو تن از عموزادگانش ، نسبت به تاجوتخت بود ؛ هر دوى ايشان اميرزاده ( - نسبنامه 1 ) و مسئول بخش مهمى از ارتش افغانستان بودند . محمد ايوب كه اعتبار و نفوذش پس از پيروزى ميوند افزايش يافته بود ، در هرات موضع مستحكمى داشت و پس از بيرون رفتن انگليسيان از قندهار ، آنجا را نيز اشغال كرده بود . عبد الرحمان با حملهاى سريع ، به دعاوى او نسبت به تاج و تخت قاطعانه خاتمه داد ( سقوط قندهار : 27 شوال 1298 / 22 سپتامبر 1881 ؛ سقوط هرات : 8 ذيقعده 1298 / 2 اكتبر 1881 ) . محمد اسحاق نيز كه از زمان به قدرت رسيدن عبد الرحمان ، والى تركستان افغانستان ، و مورد علاقهء مردم بود ، شورش كرد و در 1305 - 1306 / 1888 شكست خورد . تصميم امير نسبت به كاستن از دستهبندى و خودمختارى ايلات ، بويژه از طريق برقرارى مالياتهاى جديد ، نيز به شورشهايى منجر شد . اگرچه بيشتر اين شورشها بسرعت خوابانده شدند ، قيام غلجائيها تا 1304 / 1887 به طول انجاميد ؛ و شنواريها هم ، كه راه غربى تنگهء خيبر را در دست