داشتند ، تا 1310 / 1892 تسليم نشدند .
براى منظم كردن نواحيى نيز كه عملا مستقل مانده بودند يك رشته لشكركشى صورت گرفت . خاننشين ميمنه ، كه در 1296 / 1879 مستقل شده بود ، در 1301 / 1884 مجددا اشغال شد . كار مشكل غلبه بر هزاره شيعىمذهب ( 1309 - 1311 / 1891 - 1893 ) و پيروزى بالنسبه سهلتر بر اهالى غيرمسلمان كافرستان ( 1313 - 1314 / 1896 ) هردو با فشار و ظلمى بيرحمانه همراه بود ؛ بخشى از هزارهها را تبعيد كردند ، و اهالى كافرستان را به زور به قبول اسلام و مذهب اهل سنت واداشتند و موطن ايشان را نيز رسما نورستان خواندند .
در پايان اين روند ايجاد وحدت ملى ، نمايندگان « تمام ايلها » در 1314 / 1896 در كابل گردآورى شدند تا با امير بيعت كنند و به او لقب ضياء الملة والدين بدهند . پيروزيهاى درخشان عبد الرحمان تا حدود زيادى معلول كمكهاى مالى و تسليحاتى انگلستان بود كه در اجراى پيمان گندمك به او داده شد ، ولى اين امر به هيچ وجه از تواناييهاى سياسى بسيار واقعى او چيزى نمىكاهد . تقويت انسجام خانوادهء سلطنتى ، تبعيد يا تحت نظر قرار دادن رؤساى با نفوذ ايلها ، و انتشار قوانين كيفرى دقيقى كه فكر مسئوليت جمعى را در اذهان رسوخ مىداد به تحكيم اقتدار امير بر سرتاسر كشور كمك بسيار كرد . و بالاخره گسيل كردن شمار زيادى از مهاجران پشتو به مناطق شمال هندوكش نيز در اين امر تأثير قاطعى داشت ، زيرا كه به پراكنده شدن برخى ايلهاى رقيب ( بويژه غلجائيها ) ، جلب نظر مهاجران جديد از طريق اهداى
افغانستان ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: گروهى از پژوهشگران
ص٢٦٩