پرسشنامهء عادى 233 ، ( اطلس زبانشناختى افغانستان ) ؛ از شورمان « 1 » با حفظ جانب احتياط مىتوان استفاده كرد [ - فرديناند « 2 » ، ص 175 - 203 ] ) .
منابع مكتوب مغولى افغانستان را هايسيگ « 3 » و وايرز ( 1975 - 1977 ) منتشر كردهاند . اينكه چرا چند مغولى زبان ، زبان طايفهاى خود را حفظ كردهاند معلوم نيست . فرضيهء هاتورى « 4 » داير بر اينكه احتمالا به منزلهء زبانى سرّى به كار گرفته مىشده قابلتوجه است ( - در ياكوبسون و كاواموتو « 5 » ، ص سيزده ) . چنان كه از وجود بسيارى گروههاى مغول فارسىزبان كه زبان طايفهاى خود را كنار گذاشته ولى اصل و نسب خويش را فراموش نكردهاند برمىآيد ، ظاهرا گويشهاى مغولى دامنهء وسيعترى داشتهاند ؛ از اين گذشته ، در فارسى هزارگى عناصر مغولى مقاومى وجود دارد ( دالينگ « 6 » ) . به احتمال زياد ، اين گويشهاى مغولى از لحاظ گويششناسى و ترتيب زمانى بسيار متنوع بودهاند ؛ ولى امروزه مغولى تقريبا از ميان رفته است . واژگان و نحو اين زبان به سبب تماس با فارسى دستخوش بىنظمى عميقى شده و عمدتا به صورت زبان فرهنگ عامه و خاطرات باقى است .
ديگر زبانها . 28
. عربى . عربهاى عربى زبان افغانستان در چهار روستا كه هريك پنجاه تا صد خانوار جمعيت دارد و در غرب مزار شريف در باكترياى غربى واقع است زندگى مىكنند : حسنآباد ، چهارده كيلومترى شرق شبرغان ؛ سلطان ارغ ، دوازده كيلومترى شرق آقچه ؛ يخدان ، چهار
هامش
( 1 ) .H . F . Schurmann( 2 ) .K . Ferdinand( 3 ) .W . Heissig( 4 ) .Sh . Hattori( 5 ) .R . Jakobson and Sh . Kawamoto( 6 ) .G . K . Dulling