داشتهاند ، ولى امروزه از بيان آن دلايل عاجزند . ايشان كه در اواخر قرن هشتم / چهاردهم ، شايد به خواست شخص امير تيمور ، در باكتريا مستقر شدهاند احتمالا پاسداران نظام تيمورى بودهاند ( كيفر ، 1981 ، ص 178 - 196 ) . اين عربها با گروههاى متعدد « عرب » هاى فارسىزبان نسبتى ندارند .
29 . براهويى
. گويش براهويى گروههاى براهويى سيستان افغانستان كه عمدتا در امتداد هيرمند ساكناند ، نمايندهء زبان دراويدى در افغانستان است . اين افراد با بلوچها زندگى تقريبا مشتركى دارند و بر آن هستند كه از يك گروه قومىاند ، و واژههاى بسيارى از آنها وامگيرى كردهاند . مواد گويششناسى براهويى را در افغانستان اعضاى ( اطلس زبانشناختى افغانستان ) ( پرسشنامهء عادى 222 و پرسشنامه خلاصه شدهء 221 و 224 ) و ش . كيفر ( ( گياهان و ادويهء افغانستان ) « 1 » ، زير چاپ ) گردآورى كردهاند .
30 . زرگرى و ديگر گويشهاى حرفهاى
. گويشهاى حرفهاى در بسيارى از بازارها رايج است . انواعى از زرگرى را كيفر در تاشقرغان و فيضآباد گردآورى كرده است ( زير چاپ ) ؛ در هردو مورد روندهاى رمزگذارى ( مثلا با
- zar -
و
( - S ? el -
به كار مىرود . زبانهاى حرفههاى ديگر ( مانند قصابان و قالىفروشان و جز آنها ) تا به حال جمعآورى نشده است .
31 . لازمى
. لازمى زبان آميختهاى است كه عمدتا ( ولى نه منحصرا ) در ناحيهء كابل به آن تكلم مىكنند ؛ بازرگانان ، صنعتگران ، خدمتكاران و به
هامش
( 1 ) .Plantes et drogues d'Afghanistan