پدر ما » ، شغنى
mo da ? d c ? i ? d ( andir )
( در ) « خانهء پدر من » ، واخى
z ? e yas ? mad
« پشت اسب من » ، مونجى
wazi ? r lu ? ydo / a
« دختر وزير » . گويشهاى جنوبشرقى ، پراچى و اورمورى ، نيز همين ويژگى را دارند .
از لحاظ تاريخى ، چندان چيزى به نوشتههاى مورگنستيرنه ( 1938 ) نمىتوان افزود ، ولى به طور كلى مىتوان گفت كه : 1 ) فرضيههاى راجع به منشأ گروهها و تاريخ ورود آنها به شغنان ، سنگليچ ، واخان ( وخان ) ، و مونجان مبناى زبانشناختى و باستانشناختى ندارند . 2 ) آثار و علايمى حاكى از امكان وجود سكنه در اين ناحيه در طول تاريخ وجود ندارد ، چنين تحقيقى احتمالا بايد بررسيهاى فرانفور و پوتيه « 1 » را كه در شرتوگى « 2 » انجام دادهاند دنبال كند . 3 ) چنين به نظر مىرسد كه گويشهاى پامير در نقطهاى از قلمرو زبانهاى ايرانى ميانه به وجود آمده باشند كه چيزى دربارهء آن نمىدانيم . ليكن شواهد واژهشناختى و ساختار زبانشناختى ظاهرا حاكى از آن است كه هيچ يك از آنها از زبان باكتريايى پديد نيامدهاند . 4 ) از ميان جاينامهاى « 3 » موجود تا به حال شاهدى به دست نيامده كه براساس آن ، گروههايى ، شايد غيرايرانى ، قبل از ورود ساكنان فعلى در اين ناحيه سكونت داشته باشند . 5 ) براى حلّ اين مشكلات ، تحقيقات بايد در سه جهت مختلف صورت پذيرد : مواد زبانشناختى بسيار بيشترى ، از جمله تمام جاينامها ، بايد گردآورى و با مطالب موجود مقايسه و از لحاظ زبانشناختى و تاريخى تحليل شوند . نسبت به بررسى روشمند آثار باستانى سراسر ناحيه بايد اقدام گردد . به موازات اين
هامش
( 1 ) .H . P . Francfort and M . - H . Pottier( 2 ) .S ? ortugay( 3 ) .place - names