رفتم » ( كابلى ؛ - فارسى ايرانى : چون پدرم آمد ، من به مدرسه رفتم ) .
3 . بلوچى
* . اگرچه بلوچى از لحاظ فرهنگى و شمار سخنگويان از اعتبار پشتو يا فارسى برخوردار نيست ، به آن اندازه اهميت دارد كه راديوى كابل برنامهء روزانه به آن زبان پخش كند . نياى زبان بلوچى نه زبان پارتى است و نه پارسى ميانه ، بلكه زبانى است فراموش شده كه مشتركاتى با هر دوى اين زبانها داشته است . از اينرو در نمودار تبار شناختى زبانى ( 8 ) همراه با فارسى در گروه غربى قرار گرفته كه از دورهء زبان ايرانى ميانه به بعد آثار وامگيريهاى فراوانى از فارسى در آن مشاهده مىشود . بلوچها گويش خود را رخشانى مىخوانند . در ناحيهء سفلاى رود هيرمند ، در بگت و در ميرآباد ( بالاتر از آن ، در بنادر ، سفر و جز آنها ، و پايينتر در خاننشين و در ديشو فقط به پشتو تكلم مىكنند ) ، كانى غر ، زيارت بىبى ، زيارت شاهمسلى ( شاه اسماعيل ) و در ناحيهء كوهملك دكان همراه با براهويى به اين زبان تكلّم مىشود . از تاغاز و خواجه - على - سفلى به بعد فقط به زبان بلوچى تكلّم مىشود . اين امر در امتداد رود هيرمند ، در پلالك ، لندى ، دهمرده ، رودبار ، قلعهء پادشاه ، قلعهء مادر پادشاه ، چاربرجك ، قلعهء افضل « 1 » ، بندر كمال خان و ميرآباد ، و در سمت شمال ، در قلعهء فتح ، سبز گزى ، خوابگاه ، كنگ دين مهد ، زرنج ، زيارت اميران صاحب ، كنگ ، ده دوستمحمد « 2 » ، كركى ، چخانسور ، و به طرف
هامش
( 1 ) . قلعهء محمد افضل
( 2 ) . با بررسيهايى كه به عمل آمد ، ده دوستمحمد در ولايت نيمروز افغانستان مشاهده -