شمالشرقى ، در كدو ، خاس و لوخى نيز صحّت دارد .
4 - 9 . زبانهاى ايرانى پامير
. اين نام به گويشهاى بسيار متفاوتى چون شغنى * ، روشانى ، اشكاشمى * ، سنگليچى * و مونجى ( مونجانى ) * اطلاق مىشود ( - گايگر و كوهن « 1 » ( اساس نقه اللغهء ايرانى ) ، ج 1 ، ص 344 - 288 ) . اگرچه اين نامگذارى كاملا رضايتبخش نيست ( - به ردهبندى دقيقترى كه ردار
( Redard )
دارد « 2 » ) ، از لحاظ جغرافيايى مناسب است : گويشهايى در آن گرد هم آورده شدهاند كه در كوههاى پامير وجه غالب دارند و « از سويى با زبانهاى تركى و از سوى ديگر با گويشهاى هندى كه ساكنان كوههاى هندوكش به آنها تكلم مىكنند هممرزند » ( گايگر و كوهن ، يك / 2 ، ص 290 ) . اين گويشها بخشى از گروه مهم زبانهاى ايرانى شمالشرقى هستند ؛ به اين زبانها مىتوان زبان آسى ( يا اوستى ) ( امروزه فقط در قفقاز به آن تكلم مىشود ) ، يغنابى ( يغنوبى ) ( تنها بازماندهء زبان سغدى كه در يكى از درّههاى عرضى رود زرافشان در جنوبشرقى سمرقند به آن تكلّم مىكنند ) ، ديگر گويشهاى پامير از « گروه شغنى - روشانى ( بجويى ، برتنگى ، ارشرى ، سريقلى ، خوفى ؛ - سوكولووا « 3 » ؛ گويش يزغلامى كه به اينها خيلى نزديك است ، و ونجى را نيز كه امروزه فراموش شده است مىتوان به آنها افزود ؛ -
هامش
نشد ولى ده دوستمحمد خان يا دوستمحمد در حاشيهء خط مرزى ايران و افغانستان و در خاك ايران وجود دارد و اگر منظور همان ده باشد ، تصريح مىكنيم كه اين ده متعلق به ايران است نه افغانستان .
( 1 ) .Geiger and kuhn( 2 ) .G . Redard( 3 ) .v . s . Sokolova