تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
كه بارها به نام اين راويان برخورد كرده و گفته‌ايم كه وجود خارجى نداشته مخلوق خيالى سيف مىباشند . 4 - در سند ، اسامى مجهول ديگرى نيز آمده كه ندانستيم كه سيف بن عمر آن‌ها را چه كسانى در نظر گرفته تا دربارهء وجود يا عدم ايشان به بحث بنشينيم .

نتيجهء اين بحث و بررسى

از آن‌چه گفتيم چنين برمىآيد كه : سيف تنها كسى است كه از فرماندهى ( حمال بن مالك اسدى ) بر واحدهاى پيادهء سعد وقاص در جنگ قادسيه سخن گفته است . و نيز او تنها كسى است كه از كشته شدن پيل ( ابيض ) بدست قهرمانان شكست‌ناپذير تميم ( قعقاع و عاصم ) فرزندان عمرو ، و كور شدن پيل ( اجرب ) بدست دلاوران اسدى چون حمال و ربيل داد سخند داده است . و سيف تنها كسى است كه از چهار قبضه شمشير ، و چهار رأس اسب خليفه عمر ، به عنوان جايزه براى نام‌آورترين رزمندگان ، و شناخته شده‌ترين چهره ، در ابراز شجاعت و دليرى در پهنهء جنگ قادسيه ، شادمانه به روايت سازى نشسته است . و هم او تنها كسى است كه از وجود روزهاى « ارماث » ، و « اغواث » ، و « عماس » جنگ قادسيه خبر داده ، كه ما دربارهء اين سه روز ساختگى در جلد اول همين كتاب سخن گفته‌ايم . و بالاخره سيف تنها كسى است كه دربارهء گردانهاى ( اهوال عاصم بن عمرو ) ، و ( خرساء قعقاع بن عمرو ) و وجود چنين واحدهائى سخن گفته است . و اين شيوهء او است كه به هر طريقى كه شده مجد و افتخارى را و لو ساختگى و دروغ ، در افسانه‌هائى كه مىسازد ، براى عدنان بطور عموم ، و افراد قبيلهء خودش تميم بطور خصوص دست و پا كند و برخ دشمنانش از يمانيان قحطانى بكشد ! توجه كنيد چگونه او در همين افسانه كه گذشت با ساختن روزارماث ، در مقام كسب افتخار براى قبيلهء تميم است . او مىگويد : ايرانيان چيزى نمانده بود كه بجيليان قحطانى را كاملا از ميان بردارند ، كه سعد وقاص به فريادشان رسيد و اسديان عدنانى ( حمال ، و ربيل ) را به نجاتشان فرستاد ، و