كه بارها به نام اين راويان برخورد كرده و گفتهايم كه وجود خارجى نداشته مخلوق خيالى سيف مىباشند .
4 - در سند ، اسامى مجهول ديگرى نيز آمده كه ندانستيم كه سيف بن عمر آنها را چه كسانى در نظر گرفته تا دربارهء وجود يا عدم ايشان به بحث بنشينيم .
نتيجهء اين بحث و بررسى
از آنچه گفتيم چنين برمىآيد كه :
سيف تنها كسى است كه از فرماندهى ( حمال بن مالك اسدى ) بر واحدهاى پيادهء سعد وقاص در جنگ قادسيه سخن گفته است .
و نيز او تنها كسى است كه از كشته شدن پيل ( ابيض ) بدست قهرمانان شكستناپذير تميم ( قعقاع و عاصم ) فرزندان عمرو ، و كور شدن پيل ( اجرب ) بدست دلاوران اسدى چون حمال و ربيل داد سخند داده است .
و سيف تنها كسى است كه از چهار قبضه شمشير ، و چهار رأس اسب خليفه عمر ، به عنوان جايزه براى نامآورترين رزمندگان ، و شناخته شدهترين چهره ، در ابراز شجاعت و دليرى در پهنهء جنگ قادسيه ، شادمانه به روايت سازى نشسته است .
و هم او تنها كسى است كه از وجود روزهاى « ارماث » ، و « اغواث » ، و « عماس » جنگ قادسيه خبر داده ، كه ما دربارهء اين سه روز ساختگى در جلد اول همين كتاب سخن گفتهايم .
و بالاخره سيف تنها كسى است كه دربارهء گردانهاى ( اهوال عاصم بن عمرو ) ، و ( خرساء قعقاع بن عمرو ) و وجود چنين واحدهائى سخن گفته است .
و اين شيوهء او است كه به هر طريقى كه شده مجد و افتخارى را و لو ساختگى و دروغ ، در افسانههائى كه مىسازد ، براى عدنان بطور عموم ، و افراد قبيلهء خودش تميم بطور خصوص دست و پا كند و برخ دشمنانش از يمانيان قحطانى بكشد !
توجه كنيد چگونه او در همين افسانه كه گذشت با ساختن روزارماث ، در مقام كسب افتخار براى قبيلهء تميم است . او مىگويد :
ايرانيان چيزى نمانده بود كه بجيليان قحطانى را كاملا از ميان بردارند ، كه سعد وقاص به فريادشان رسيد و اسديان عدنانى ( حمال ، و ربيل ) را به نجاتشان فرستاد ، و