كدام سوى آورد . چه ، آگر به سپاه اسلام روى مىآورد با شمشيرها و نيزههاى آنان مواجه مىشد ، و اگر به سپاه مشركين برمىگشت ، يا سيخها و زوبينهاى آنان روبرو مىگرديد و به جلو رانده مىشد .
سپس مىگويد :
دوپيل ( ابيض ، و اجرب ) فريادى سهمگين چون خوكان بركشيدند ، در همين موقع فيل ( اجرب ) كه چشمش كور شده بود بازگشت و صفوف ايرانيان را از هم بدريد و راه مسيل ( عقيق ) را در پيش گرفت و شتابان روى به گريز نهاد ، در اين هنگام ديگر پيلان كه در متابعت او بودند ، در پى او به حركت درآمدند ؛ اجرب خود را در مسيل عقيق افكند و بقيهء پيلان نيز به دنبالش راه مدائن را در پيش گرفتند و هر چه را كه بر سر راه خود يافتند ، زير پاهاى سنگين خود از بين بردند و مردم بسيارى را هلاك نمودند !
طبرى همچنين ضمن شرح حوادث سال شانزدهم از هجرت ، گذشتن سپاه اسلام رااز دجله به مدائن از قول سيف چنين آورده است :
چون سعد وقاص جنگيدن افراد گردان ويژهء عاصم بن عمرو را بنام ( اهوال ) با ايرانيان مشاهده كرد كه چسان در ميان آب و بر كنارهء رود با آنها مىجنگند ، به نظرش بسيار عظيم آمد و از روى تحسين ، آن را به گردان ( خَرساء ) يعنى گردان مخصوص قعقاع بن عمرو كه در ميان آن « حمال بن مالك اسدى » و ربيل بن عمرو اسدى وجود داشتند تشبيه نمود .
بررسى اسناد سيف در افسانهء حمال و ربيل
در اسناد رواياتى كه گذشت ، سيف اسامى زير را بعنوان سند معرفى كرده است :
1 - محمد ، يا محمد بن عبد الله بن سواد نويره را چهار بار .
2 - زياد ، يا زياد بن سرجس احمرى را سه بار .
3 - مهلب ، يا مهلب بن عقبهء اسدى را يك بار .