دادند و با تمام قوا جلوى پيشروى قواى مهاجم را گرفتند ، و در نبردى سخت و بىامان ، فيلان و فيلبانان و فيلسواران را كه بر هر فيل تعدادشان به بيست نفر كماندار مىرسيد ، مجبور به عقبنشينى نمودند .
طبرى در روايت ديگرى از سيف مىنويسد :
ايرانيان چون ديدند كه از دلاوران بنى اسد بر فيلهاى ايشان چه گذشت ، بهم برآمده با همهء نيرو و خشم ، اسديان را به زير رگبار تيرهاى جانكاه خود گرفته از هر سو باران تير بر آنها روان ساختند ، و در اينجا بود كه سعد وقاص ، « عاصم بن عمرو تميمى » را فرمان داد تا بنى اسد را دريابد و از گرداب بلايشان برهاند ، زيرا اين عاصم بن عمرو تميمى بود كه به ( روزارماث ) نخستين روز جنگ ، جان پناه همهء مردم ، و تمام رزمندگان بود !
سيف در روايتى ديگر از وقايع روز دوم جنگ ، كه آن را ( روزاغواث ) ناميده است چنين ياد مىكند :
در ( روزاغواث ) فرستادهاى از جانب خليفه عمر ، با چهار قبضه شمشير ، و چهار رأس اسب برسم جايزه در قادسيه ، به خدمت سعد وقاص رسيد تا آنها را بين قهرمانانى تقسيم كند كه در ميدانهاى جنگ از خود رشادت و جانبازى بسزائى نشان داده ، در عرصهء پيكار قادسيه دلاوريهاى چشمگيرى نمودهاند .
سعد در اجراى دستور خليه فرمان داد تا ( حَمّال بنِ مالِكِ والِبى ، و رِبيل بن عَمرو والِبى ، و طُلَيحة بنِ خُوَيلِد فَقعَسى ) كه هر سه نفر از قبيلهء بنى اسد بودند .
و نيز ( عاصم بن عمرو تميمى ) ؛ كه هر كدام از آنها فرماندهى واحدى را بر عهده داشتند حاضر شدند و به هر يك ، يك قبضه شمشير از جانب عمر هديه و جايزه داد .
در اين توزيع جوايز ، سه قهرمان اسدى چهارم شمشيرهاى اهدائى خليفه را به خود اختصاص دادند ، و ربيل بن عمرو با اشاره به همين موضوع چنين سروده است :
همهء مردم مىدانند كه اگر شمشير آبديدهاى بدست آيد ، ما در بدست گرفتن آن از همه سزاوارتريم !
سواركاران من ، بطور مدام از شامگاهان تا پايان روز ( ارماث )
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٩٣