نيرو جنگى سخت و بىامان در گرفت كه سرانجام به شكست فاحش قيس و يارانش انجاميد و قيس و تنى چند از نزديكانش توانستند با هزاران زحمت از معركه جان بدر برند و بگريزند .
عمرو بن معدى كرب در مقام سرزنش « قيس » چنين سروده است :
وفاى نيكو به جاى نياوردى ، و در عوض مكر و نيرنگ به كار بردى . در اين ميان ، جز مرد كارآزموده و سختى كشيده را توانائى تحمّل سختىها نباشد . قيس ، با چنين تاخت و تازى چگونه تاج افتخار بر سر مىنهد ، در صورتىكه چنين افتخارى زيبندهء كسى است كه شايستگى آن را داشته باشد .
قيس در پاسخ اين سرزنش و زخم زبان عمرو چنين سرود :
من به قوم خود خيانت نكرده به عهدم وفا نمودم . من بر سر ستمگرانى كه بر قبايل « عَمرو و مُرثَد » تاخته بودند سپاهى جرّار آماده كردم .
من در روياروئى با ايرانيان ، دلير و چابك ، و قهرمانى با عزت و مقام بودم .
داذويه ، مايهء فخر و مباهات شما نيست ، او كسى است كه پناه برندهء خود را به دست دشمن داده است .
اما فيروز ، او ديروز به شما ستم كرد ، و اموالتان را به يغما برد ، و دودمانتان را بر باد داد ؛ امّا امروز درمانده و زبون به شما پناه برده است ! !
طبرى در دنبالهء داستان از قول سيف مىنويسد :
ابوبكر ، « مهاجر بن ابى اميه » را به گوشمالى قيس و تعقيب فراريان سپاه اسود عنسى نامزد كرد . مهاجر همگى آنان را از دم تيغ گذرانيده پيروزمندانه به صنعاء وارد شد و قيس را در بند كشيد و به خدمت ابوبكر گسيل داشت .
ابوبكر چون چشمش به قيس افتاد از او پرسيد :
قيس ! با بندگان خدا به جنگ برخاستى و آنان را به كشتن دادى ؟ و به جاى مؤمنان و مسلمانان از دين برگشتگان و مرتدها و كافران را به دوستى و يارى
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٤٥