تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
آمده بود به خليفه گزارش كرد . مردم عادى كه ابوبكر به رؤساى ايشان در فرمانبردارى از ( فيروز ) نامه نوشته بود به دور قيس جمع شدند ، ولى رؤساى ايشان پاى از اين ماجرا واپس كشيده كنج فراغت را برگزيدند . قيس آهنگ نابودى ايرانيان را نمود و آنان را به سه گروه تقسيم كرد ، دسته‌اى كه فرمانش را گردن نهاده بودند با بستگانشان در امان قيس درآمدند . و آن‌ها را كه به فيروز وفادار باقى مانده بودند به دو گره قسمت نمود ، دسته‌اى را به ( عدن ) فرستاد تا از آن‌جا و از راه دريا ؛ و دستهء ديگر را مستقيما از راه خشكى به ايران فرستاد و به آنان گفت كه به ديار خود بازگرديد . و با هر گروه مأمورانى را نيز از جانب خود برگماشت . زنان و فرزندان ( فيروز ديلمى ) در ميان دسته‌اى بودند كه از راه خشكى به ايران فرستاده شده بودند ، و بستگاه ( داذوبه ) از راه دريا .

فيروز به جنگ قيس برمىخيزد

چون فيروز از اين كار قيس با خبر شد ، تصميم به جنگ قيس گرفت و در اجراى اين كار پيكى به نزد « بَنى عَقيل بن رَبيعة بن عامِر صَعصَعَه » فرستاد و از ايشان كمك و يارى خواست ، كه آنان تقاضاى او را اجابت كردند و به ياريش شتافتند . پيكى ديگر نيز به ( عك ) گسيل داشت و از عكيان يارى خواست . فرماندهى رزمندگان بنى عقيل را كه به يارى فيروز آمده بودند ، مردى از حُلَفاء بر عهده داشت كه « مُعاوِيَه » ناميده مىشد . اين گروه در مسير خود به سواران قيس كه خانوادهء ايرانيان را به همراه داشتند ، برخورد نمودند كه پس از جنگى سخت سواران قيس جملگى كشته شدند و خانوادهء اسرا آزاد گرديدند . جنگاوران ( عكى ) نيز در راه با گروه دوم از سربازان قيس و اسراى ايشان روبرو شدند كه در نتيجه بين آنان و عكيان جنگى بىامان روى داد و سرانجام با كشته شدن تمامى سربازان قيس اسيران ايرانى آزاد شدند ! پس از اين فتح و پيروزى رزمندگان عقيلى و عكى به يارى ( فيروز ) شتافتند ، فيروز نيز به يارى ايشان و ديگر يمانيانى كه به او پيوسته بودند به عزم جنگ قيس بيرون شد ، و در بيرون شهر صنعاء با افراد قيس روبرو گرديد . بين اين دو
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 244 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا