نابجاى علاء بر او خشم گرفت و از مقامش بر كنار فرمود . علاء پس از بركنارى به كوفه نزد سعد وقاص كه او را يارى داده بود رفت و سرانجام در ( ذى قار ) بدرود حيات گفت . « خليد بن منذر » از جنگ طاووس چنين ياد كرده است :
ما در همان شبى تاج شاهان را ربوديم كه اسبهاى ما بر بلنديهاى سخت و ناهموار بر شهر « شهرك » دست يافتند .
سواران ما گروه گروه ايرانيان را از فراز كوهها به زير پرتاب مىكردند ، كه آنان را چون لكههاى ابرى در حالت سقوط مىديدى .
خدا از رحمت خود مردمى را از گروه ما ، كه در آن روز نيزههاى خود را به خون دشمنانمان رنگين ساخته بودند ، محروم نكند .
نتيجهء بحث و بررسى
اينكه سيف ، درگيرى مسلمانان را با ايرانيان در چنين جنگى با همهء شرح و تفصيلش ، از ابتدا تا انتها خود ساخته و واقعيت ندارد .
سيف موضوع حسادت و رقابت علاء حضرمى ، صحابى يمانى قحطانى را با سعد وقاص ، صحابى عدنانى مضرى را خود ساخته ، و بر ايشان دروغ و افترا بسته است !
سيف سر بازگيرى علاء را ساخته ، و فرماندهانى را به دروغ بر ايشان گمارده است .
سيف عبور سربازان اسلام را با وجود نهى عمر از راه دريا به ايران از پيش خود ساخته ، و چنين چيزى صحت ندارد .
سيف رزمگاه ( طاووس ) و كشته شدن دليرمردان اسلام را در آنجا از پيش خود ساخته و دروغ است !
سيف رجزها ، و حماسههاى سران و فرماندهان سپاه را از پيش خود ساخته و به نام ايشان قالب زده است !
سيف موضوع الهام عمر ، و درك ماجراى مسلمانان را در خاك ايران ، و علت