تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
نابجاى علاء بر او خشم گرفت و از مقامش بر كنار فرمود . علاء پس از بركنارى به كوفه نزد سعد وقاص كه او را يارى داده بود رفت و سرانجام در ( ذى قار ) بدرود حيات گفت . « خليد بن منذر » از جنگ طاووس چنين ياد كرده است : ما در همان شبى تاج شاهان را ربوديم كه اسب‌هاى ما بر بلنديهاى سخت و ناهموار بر شهر « شهرك » دست يافتند . سواران ما گروه گروه ايرانيان را از فراز كوه‌ها به زير پرتاب مىكردند ، كه آنان را چون لكه‌هاى ابرى در حالت سقوط مىديدى . خدا از رحمت خود مردمى را از گروه ما ، كه در آن روز نيزه‌هاى خود را به خون دشمنانمان رنگين ساخته بودند ، محروم نكند .

نتيجهء بحث و بررسى

اين‌كه سيف ، درگيرى مسلمانان را با ايرانيان در چنين جنگى با همهء شرح و تفصيلش ، از ابتدا تا انتها خود ساخته و واقعيت ندارد . سيف موضوع حسادت و رقابت علاء حضرمى ، صحابى يمانى قحطانى را با سعد وقاص ، صحابى عدنانى مضرى را خود ساخته ، و بر ايشان دروغ و افترا بسته است ! سيف سر بازگيرى علاء را ساخته ، و فرماندهانى را به دروغ بر ايشان گمارده است . سيف عبور سربازان اسلام را با وجود نهى عمر از راه دريا به ايران از پيش خود ساخته ، و چنين چيزى صحت ندارد . سيف رزمگاه ( طاووس ) و كشته شدن دليرمردان اسلام را در آن‌جا از پيش خود ساخته و دروغ است ! سيف رجزها ، و حماسه‌هاى سران و فرماندهان سپاه را از پيش خود ساخته و به نام ايشان قالب زده است ! سيف موضوع الهام عمر ، و درك ماجراى مسلمانان را در خاك ايران ، و علت