تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
عتبه مردم را از نامهء خليفه با خبر گردانيد و آنان را به يارى سپاهيان محاصره شدهء اسلام فراخواند . مردم نيز آمادگى خود را اعلام داشتند و در لشكرگاه او گرد آمدند . آن‌گاه عتبه ، « عاصِم بن عَمرو تَميمى » ، و « احنَف بن قَيس تميمى » ، و « ابو سَبرَه » و نام‌آورانى ديگر چون ايشان‌را برگزيد ، و دوازده هزار سپاهى آماده را به رهبرى ايشان ، و فرماندهى كل « ابو سبره » به يارى محاصره شدگان اعزام داشت . سپاه آمادهء مسلمين پس از پياده شدن در ساحل ، بىدرنگ خود را به « خُلَيد » و يارانش رسانيده جنگى بىامان را با پارسيان آغاز نمودند ، و با وجوديكه هنوز افراد كمكى براى ايرانيان از زاه مىرسيد ، مسلمانان با شجاعتى تمام جنگيدند و از كشته‌هاى مشركين پشته‌ها ساختند تا اينكه سرانجام خداوند پيروزى را بهرهء آنان گردانيد و پارسيان جملگى از پاى درآمدند ! ! مسلمانان بر اثر اين پيروزى ، علاوه بر بازپس گرفتن از دست داده‌هاى خود ، بهره‌اى فراوان نيز به دست آوردند ، و پيروز و سالم به بصره بازگشتند ، زيرا عتبه مخصوصا به ايشان تأكيد كرده بود كه چون كار ايرانيان را ساختيد ، در آن‌جا درنگ نكرده بازگرديد . [ پايان سخن طبرى ] .

بررسى اسناد سيف در افسانهء خُلَيد

سيف در سند روايت خود اين اسامى را آورده است : 1 - محمد ، يا محمد بن عبد الله بن سواد نويره . 2 - مهلب ، يا مهلب بن عقبهء اسدى . كه ما در گذشته گفته‌ايم كه محمد و مهلب هر دو از راويان خيالى سيف بوده وجود خارجى نداشته‌اند . امّا حموى علاوه بر سخنان طبرى از قول سيف اضافات و اشعار بيشترى دارد كه در اين‌جا آورده مىشود ، توجه كنيد : حموى در كتاب « معجم البلدان » خود در واژهء ( طاووس ) از قول سيف مىنويسد : از سيف بن عمر روايت شده كه علاء حضرمى كه علاء حضرمى بدون اجازهء از مقام خلافت و شخص عمر ، سپاهى از راه دريا به فارس گسيل داشت . عمر از اين كار