3 - تاريخ اسلام را از ارزش و اعتبار واقعى خود انداخته ، و علاوه بر جنگهائيكه به مسلمانان نسبت داده ، و سيلابهاى خونى كه بدستشان جارى ساخته ، جنگى ديگر را با كشتههاى بيرون از شمار ، به پايشان نوشته است كه خود نشانى از اتهام او به ( زندقه ) مىباشد .
4 - اينها ، و غير از اينها را چنان در تاريخ اسلام جاسازى كرده كه غالب محققين را در برابر حقايق تاريخى دچار تحيّر و سرگردانى نموده است !
دانشمندانى كه افسانهء خليد را آوردهاند
1 - امام المورخين ، محمد بن جرير طبرى كه مستقيما افسانهء خليد رااز سيف گرفته است .
2 - ابن اثير ، با نقل از طبرى ، افسانهء خليد را در كتاب خود آورده است .
3 - ابن كثير ، داستان خليد را از طبرى گرفته و در تاريخ خود نقل كرده است .
4 - ابن خلدون ، به نقل از طبرى داستان خليد را در تاريخ خود ثبت نموده است .
5 - حموى با اعتماد به روايات سيف ، افسانهء خليد را از سيف گرفته و در واژهء ( طاووس ) در « معجم البلدان » خود آورده است .
6 - حميرى ، نيز در واژهء ( طاووس ) همان داستان را در كتاب « روض المعطار » خود نقل نموده است . ژ
7 - عبد المؤمن نيز به نقل از حموى ، آن را در كتاب « مرا صدر الاطلاع » خود آورده است . چ
8 - سرانجام ابن حجر نيز با اعتماد به سخنان سيف ، خليد را صحابى پيغمبر خدا ( ص ) دانسته در بخش اول كتاب « اصابهء » خود تحت شمارهء 2285 برايش شرح حال نوشته است !
مشكلى را كه ابن حجر حل كرده است
از آن جائى كه « منذر بن ساوى عبدى » از اهالى بحرين بوده و در آنجا مىزيسته ، و