شكست ايشان را از طريق الهام به او ، از خود درآورده و حقيقت ندارد !
سيف موضوع تنبيه علاء و عزل او را بدست عمر بر اثر لشكركشى به ايران ، و زيردست سعد قرار گرفتنش را بنا به فرمان خليفه ، خود ساخته و دروغ است .
سيف مأموريت « عتبة بن غَزوان » را براى نجات مسلمانان ، گرفتار به دست پارسيان از جانب عمر ، و اعزام دوازده هزار سپاهى به ايران ، همه را ساخته و دروغ است .
سيف رزمگاهى را كه سپاهيان عتبه در آن با ايرانيان درگير شدهاند خلق كرده ، و وجود خارجى نداشته است .
سيف همهء اينها را خود ساخته ، و خليد بن منذر تميمى را نيز آفريده تا فرماندهى سپاه را بر عهدهاش گذارد ، و از حماسهها و شجاعتهاى او براى قبيلهء تميم افتخاراتى كسب كرده باشد !
سيف مكانى را بهنام ( طاووس ) آفريده و آن را رزمگاه دليرمردان اسلام قرار داده ، و بالاخره راويانى را خلق كرده و افسانهء خليد و وقايع جنگى را از زبان آنها آورده است !
آرى ، همهء اينها ، و غير از اينها را سيف آفريده ، و در خلق و آفرينش آنها هم شريكى نداشته است !
دستآورد سيف از افسانهء خليد
اكنون ببينيم كه سيف با اينهمه خلق و آفرينش در افسانهء خليد چه در سر داشته ، و چه چيز به دست آورده است .
1 - سيف در اين افسانه ، علاء حضرمى ، صحابى يمانى قحطانى را به ريا و سالوس ، وحسد و رقابت با سعد وقاص عدنانى مضرى ، و سرپيچى و نافرمانى از فرمان خليفه عمر متهم كرده ، تمام خدمات و زحمات او را در جنگهاى ارتداد و ديگر جنگها ، بىارزش و نادرست جلوه داده است .
2 - با اختراع قهرمان افسانهاى ديگرى به نام ( خليد ) و كارها و اشعار او كه نام قبيلهاش در آن آشكار به چشم مىخورد ، كوشيده است تا به افتخارات و سرافرازىهاى تميم افزوده باشد .