تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
گيرند كه خواست او ، صورت تحقق به خود بگيرد . دشمنان شما بيش از آن‌چه با شما كرده‌اند ، كارى از دستشان بر نمىآمد ، مگر اين‌كه شما را به مبارزهء خود بخوانند كه شما اين همه راه را براى همين منظور پشت سر گذاشته‌ايد . اينك دست‌يابى به سرزمين‌ها و كشتىها در گرو پيروزى شماست ، به شكيبائى ، و نماز به درگاه خدا روى آوريد كه اين ، جز به خاشعان درگاه حضرتش بسى دشوار و سنگين است . مردم سخنان خُلَيد را تأييد كردند ، و آمادگى خود را براى هر كارى اعلام داشتند . پس از اين‌كه نماز ظهر را به جاى آوردند ، خليد آن‌ها را به جنگ با پارسيان برانگيخت ، و جنگ در محل ( طاووس ) آغاز شد و پيكارى بىامان بين قواى مسلمانان و پارسيان درگرفت . سوار بن همّام اسب خود را برجهانيد ، و طى حماسه‌اى از خود و خاندان خود چنين ياد كرد : اى آل عبد قيس ، اكنون كه همهء ياران در اين زمين ناهوار جمع شده‌اند ، شما قهرمانان براى جنگ با دلاوران به پا خيزيد . اينان همگى اهل رزم ، و مردان جنگى هستند ، و چگونگى به كار بردن شمشير برّان را نيكو مىدانند و آن را از همه بهتر به كار مىبرند . و سپس آن‌قدر جنگيد تا كشته شد . در اين نوبت ( جارود ) به ميدان شتافت و چنين سرود : اگر چيزى آسان و در دسترس بود ، آن را از ميان برمىداشتم . و يا اگر آبى گنديده ، و راكد بود آن را گوارا و روان مىكردم . اما چه كنم ، كه اين دريائى از سپاه است كه به سوى ما مىآيد . و جنگيد تا كشته شد . در اين روز « عبد الله سوار » و « منذر جارود » از فرط ناراحتى چندان خود را به آب و آتش زده جنگيدند كه كشته شدند . در اين هنگام ( خليد ) قدم به ميدان گذاشت و در ضمن خودستائى چنين
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 112 | السيد مرتضى العسكري / سردارنيا