« سلمى » را روى مخلوق خيالى خود نهاده و او را « ام قرفه صغرى » ناميده است . اما نصر از اين مسئله غافل بوده كه بين ام قرفهاى را كه زيد بن حارثه كشته ، و ام قرفهاى را كه سيف بن عمر آفريده فرق بسيار است . با اين حال نصر آن دو را يكى انگاشته و به يك جا آورده است .
موقعيت ظفر نيز براى نصر و حموى به طور كامل شناخته نشده ، زيرا يكى مىگويد ظفر بر سر راه شام قرار دارد ، و ديگرى مدعى است كه بر سر راه بصره ، دو جهت مخالف يكديگر ، يكى رو به شمال و ديگرى در مسير جنوب .
همچنين حموى و نصر مصدر خبر خود را در مورد ظفر مشخص نكردهاند ، فقط حموى آنجا كه به شرح پيرامون « حوأب » پرداخته مصدر خبر خود را سيف بن عمر معرفى كرده است .
3 - ابن حجر با اعتماد به حديث سيف در كتاب « اصابه » خود جائى را به شرح حال سلمى در زمرهء زنان صحابى رسول خدا ( ص ) اختصاص داده ، اما مصدر خبر خود را متذكر نشده است . تنها دربارهء او گفته است كه :
سلمى دختر عموى عيينة بن حصن بن حذيفه بوده است . اين معرفى از طرف ابن حجر از آنجا ناشى شده كه سيف سلمى مخلوق خود را دختر مالك بن حذيفه ، و عموى عيينه آفريده است .
4 - ابن اثير خبر ام زمل را با استفاده از سخنان طبرى ، در تاريخ خود آورده است .
5 - ابن كثير نيز سخن مستقيماً از طبرى گرفته و دركتاب خود نقل كرده است .
6 - ابن خلدون نيز با استفاده از سخنان طبرى داستان ام زمل را در تاريخ خود آورده است .
7 - ميرخواند هم مطالب خود را درباره سلمى ام زمل از طبرى گرفته است .
8 - حميرى نيز در واژهء ظفر مطلب از « معجم البلدان » حموى گرفته و داستان ام زمل را هم به طور اختصار آورده است .
حقائقى از داستان ، و حديث حوأب
سيف خبر ام زمل سلمى دختر مالك ، معروف به « ام قرفه صغرى » را آفريده تا حديث رسول خدا را داير به پارس كردن سگهاى ناحيه حوأب به شتر « امّالمؤمنين