بحثى دربارهء فرزندان ام قرفه
دانشمندان زير هر كدام در مورد تعداد وويژگىهاى فرزندان ام قرفه مطالبى نگاشتهاند كه به شرح زير به اسامى آنها اشاره مىشود :
1 - « ابن كلبى » در كتاب « جمهرهء » خود همچنان كه در ملخص آن صفحهء 124 آمده است .
2 - « ابن حبيب » در كتاب « المحبر » صفحه 461 .
3 - « ابن حزم » در كتاب « جمهره » صفحه 257 .
همهء اين دانشمندان اسامى فرزندان ام قرفه را آورده تأكيد كردهاند كه پدر همهء آنها « مالك بن حذيفه » بوده است .
همچينن همين دانشمندان و ديگر نويسندگان گفتهاند كه ام قرفه تنها يك دختر داشته ، و آن دختر هم به اسرات افتاده و سرانجام به رسول خدا ( ص ) رسيده و آن حضرت او را به « حزن بن وهب » دائى خود بخشيده و عبدالرحمن بن حزن از او به دنيا آمده است . و ديگر در هيچ يك از مصادر معتبر نامى و نشانى از « ام زمل سلمى » ديده نمىشود مگر سيف بن عمر تميمى افسانهساز قرن دوم هجرى .
نتيجهء بحث و بررسى پيرامون افسانه ام زمل
اينكه سيف بن عمر تنها كسى است كه از ام زمل نام مىبرد ، او را و داستانش را مىآفريند ، او را به تملك عايشه ام المؤمنين درمىآورد ، و سپس او را وسيله همين بانو بخشيده آزاد مىكند .
سيف با ساختن افاسنه ام زمل ، و شتر ام قرفه ، و فرماندهى ام زمل در پهنه كارزار مرتدها با خالد بر آن شتر ، و پارس سگهاى ناحيهء حوأب بر او ، در مقام اين بوده كه معجزه و پيشگوئى رسول خدا ( ص ) را در مورد عياشه امالمؤمنين و بانگ سگهاى حوأب بر او ، و فرماندهى سپاهش را در جنگ جمل واقعى و بر شتر معروفش تحت شعاع قرار داده حقائق را بنا به ميل و خواستهء خويش تحريف نمايد كه خوشبختانه در اين راه موفق نشده است .
سيف موضوع ارتداد قبايل « هوازن ، سليم ، طى ، عامر » و ديگران را به آنها