نسبت داده ، و دروغ مىگويد كه فراريان جنگ بزاخه در ناحيهء « ظفر » كه در اصل وجود خارجى نداشته پيرامون امزمل جمع شده با خالد وليد جنگيدهاند ، و صد تن از ايشان پيرامون شتر « ام زمل » كشته شدهاند .
سيف در جنگى كه هرگز به وقوع نه پيوسته ، به ناروا و دروغ اخبارى را داير به قتل عام و بر باد رفتن خاندانهائى از قبايل « خاسئ » ، و « هاربه » ، و « غنم » ، و زيانهاى وارده بر قبيلهء « كاهل » را به سپاهيان اسلام نسبت داده است تا قرنها و قرنها دشمنان اسلام آن را دستاويز تبليغات خود عليه آن قرار داده ، به استناد همانها ادعا كنند كه اين دين در دلهاى مردم شبهجزيرة العرب آن قدر نفوذ نداشته كه چون پيغمبرش ديده بر هم مىگذارد بيشتر آنها از آئين او بيرون شده ، پشت پا بر دين او مىزنند ، تا اينكه جانشينان همان پيغمبر بار ديگر به ضرب شمشير و قتل و غارتهاى بىامان ، از دين برگشتگان را به اسلام برمىگردانند و اين آئين را بار ديگر با ايجاد خوف و وحشت مستقر مىسازند . و چنين نتيجه مىگيرند كه اسلام به ضرب شمشير و ايجاد حمامهاى خون پاى گرفته است نه چيز ديگر . . . كه همين موضوع را ما به طور مفصل در جلد دوم كتاب « عبدالله بن سبا » شرح دادهايم .
اين مطلب نيز لازم به تذكر است كه دانسته شود به جز زندقهاى كه دانشمندان سيف را بدان متهم ساختهاند ، چه چيز مىتواند محرك او را در اين قبيل تحريفها و خلق و آفرينش چنان نقشآفرينانى باشد ، تا در سايه آن بتواند در معالم اسلامى ايجاد تشويش نموده ، مصادر ما را از اعتبار و استحكام اصلى خود بيندازد ؟
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٠٦