عايشه » را تحريف ، و حقيقت امر و روش سران اسلامى را در زمان آن بانو پوشيده دارد .
ما در اينجا براى روشن شدن حقيقت مطلب ، خبر پارس كردن سگان ناحيهء حوأب را همچنان كه اتفاق افتاده و در كتابهاى سيره و تاريخ آمده است مىآوريم .
توجه كنيد :
روزى رسول خدا ( ص ) در حالى كه همهء زنانش در خدمتش بودند روى به آنها كرده فرمود :
كدام يك از شماست كه بر شتر پرموئى نشسته ، سگهاى ناحيهء حوأب بر او پارس كنند ، و در راهش انسانهاى بسيارى از چپ و راست به خاك و خون بيفتند و پس از وقوع چنان اتفاقى كه خود خواسته ، خود جان سالم از آن كشتارگاه بيرون برد ؟
عايشه خنديد . و رسول خدا ( ص ) روى به او كرده فرمود :
اى حميراء . مواظب باش كه تو آن زن نباشى . سپس رسول خدا ( ص ) به خسن خود ادامه داده فرمود :
تو با على به جنگ بر خواهى خاست در حالى كه بر او ستمگر باشى .
سپس سيره ، و تاريخنويسان آوردهاند كه :
در آن هنگام كه عايشه در مسير خود به جانب بصره به آب حوأب رسيد سگهاى آن ناحيه به سويش خيز برداشته به پارس كردن پرداختند عايشه پرسيد :
- اين چه آبى است ؟ جواب دادند :
- حوأب . عايشه با شنيدن نام حوأب به يك باره مضطرب شد و استراجاع كرد ( إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ) گوئى پس از گذشت سالها سخن رسول خدا ( ص ) به خاطرش آمد كه بلافاصله گفت :
- من همان زن هستم ! ! .
اين بود كه عزم بازگشت كرد . خبر به گوش زبير رسيد پس بىدرنگ خود را به عياشه رسانيد و بانگ برداشت :
- خود را برهانيد و نجات دهيد كه به خدا سوگند على بن ابى طالب به شما رسيد . . . پس با گفتهء زبير كاروان به حركت خود ادامه داد و از آنجا با شتاب دور شدند .
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٠٤