وادارند . من به سوى ايشان حركت مىكنم و آنها مىجنگم تا آنگاه كه خداوند بين ما داورى كند .
والسلام .
مردم نيز آمادگى خود را اعلام داشتند .
3 - خزيمه در جنگ جمل
« مسعودى » ، در تارى خود آورده است كه در جنگ جمل ، اميرالمؤمنين پرچم را به دست فرزندش محمد سپرد و به او فرمان داد تا حمله كرده پيش رود .
محمد در حملات خود آن جرأت و شتاب لازم را نشان نمىداد ، روى اين اصل امام نزديك او رفت و پرچم را از دست او بگرفت و خود به قلب سپاه دشمن حمله برد . مسعودى سپس اضافه كرده مىنويسد :
خزيمة بن ثابت انصارى ذوالشهادتين به خدمت امام آمد و گفت :
اى اميرالمؤمنين ! سرافكندگى محمد را موجب مشو و پرچم را به او بازگردان .
امام محمد را پيش خواند و بار ديگر پرچم جنگ را به او سپرد .
4 - وجود بدريون و ديگر اصحاب در جنگ جمل
« ذهبى » از قول « سعيد بن جبير » آورده است كه در جنگ جمل هشتصد نفر از گروه انصار ، و هفتصد نفر از اصحابى كه بيعت رضوان را درك كرده بودند در سپاه امام حضور فعال داشتهاند .
و نيز از قول « سدى » مىنويسد :
به همراه اميرالمؤمنين در جنگ جمل يكصد و سى نفر بدرى شركت كردهاند .
5 - نظر صحابه در مورد جنگ صفين
« نصر بن مزاحم » در كتاب « صفين » خود مىنويسد :
هنگامى كه على عليه السلام عازم حركت به سوى شام و نبرد با مردم آن سامان گرديد ، مهاجرين و انصارى را كه با او بودند فراخواند ، و چون حاضر آمدند